برگردان به زبان ساده
چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
روی ترا که دید که بازش هوس نکرد
هوش مصنوعی: چشمم وقتی به دیدن روی تو مشغول شد، دیگر نتوانست از تماشای تو دست بردارد، چرا که بعد از این دیدار، رغبت و اشتیاقی برای بازگشت به آن لحظه نداشت.
عاشق ز کوی دوست نشد مایل حرم
مرغ از حریم باغ هوای قفس نکرد
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر دوست هیچگاه به سمت حرم نرفت و پرندهای که در باغ زندگی میکند، هرگز به قفس فکر نمیکند.
فریاد من ازان سر کو هیچ کم نشد
تا با سگان خویش مرا همنفس نکرد
هوش مصنوعی: فریاد من هیچگاه کم نشد تا زمانی که با دوستان وفادار خودم همکلام شدم.
پیش تو باغبان نکند وصف روی گل
کس با وجود گل صفت خار و خس نکرد
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند زیبایی روی گل را به خوبی تو توصیف کند، زیرا با وجود گل، خار و علف هرز به چشم نمیآیند.
بر خاک ره چو دید سرم زیر پای خویش
پا بر سرم نهاد و نگه باز پس نکرد
هوش مصنوعی: وقتی بر زمین، سرم را زیر پای خود دید، بر آن پا نهاد و دیگر نگاهش را از من برنداشت.
مسکین دل اسیر که بیهوده سالها
فریاد کرد و ناله ز فریادرس نکرد
هوش مصنوعی: دل بیچارهای که سالها با بیتوجهی فریاد زد و از کسی برای کمک انتظار داشت، اما هیچ کسی به فریاد او نرسید و به یاریاش نیامد.
چندانکه جور دید فغانی ز دلبران
از بخت خویش دید و شکایت ز کس نکرد
هوش مصنوعی: او به قدری سختی و بیعدالتی را از محبوبانش تحمل کرد، که فقط از سرنوشت خود شکایت کرد و از هیچ کس دیگر شکایتی نداشت.