برگردان به زبان ساده
چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را
کرد از همه بیزار تمنای تو ما را
هوش مصنوعی: چشم خود را بر روی دو جهان بستیم تا فقط تو را تماشا کنیم و همین باعث شد که از هر چیز دیگری بیزار شویم و فقط آرزوی تو را داشته باشیم.
این دیده که ما را به تو سرگرم چنین ساخت
هم سوخته بیند به ته پای تو ما را
هوش مصنوعی: این چشمی که ما را به عشق تو مشغول کرده، اکنون در حرم تو سوخته و از دوری تو در آتش عشق میسوزد.
رفتی و سراپای تو را سیر ندیدیم
داغی به جگر ماند ز هر جای تو ما را
هوش مصنوعی: تو رفتی و ما هیچ وقت نتوانستیم تمام وجودت را ببینیم. به دل ما درد و غمی سنگین از جای خالی تو باقی مانده است.
تا چند به فردا فگنی کار دل ما
جنت ندهد وعدهٔ فردای تو ما را
هوش مصنوعی: چرا همچنان به آینده امیدواری؟ دل ما که به عشق تو خوش است، نباید به وعدههای فردا دلخوش باشد.
مائیم و تو، دیگر سخن غیر چه گوئیم
پروای کسی نیست ز سودای تو ما را
هوش مصنوعی: ما فقط به تو فکر میکنیم و چیزی جز این موضوع مهم نیست. به هیچکس دیگری اهمیت نمیدهیم و دلمشغولی ما فقط تو هستی.
هر دم چه خراشی دل احباب، فغانی
بس کن که سری نیست به غوغای تو ما را
هوش مصنوعی: هر لحظه دل دوستان را با فریادهای خود خراشیدی، دیگر بس کن! زیرا وجود تو برای ما قیمتی ندارد و ما نسبت به شلوغی و آواز تو بیتفاوتیم.