برگردان به زبان ساده
صبحی بمن آن شاخ گل از خواب نخیزد
یا نیمشبی مست ز مهتاب نخیزد
هوش مصنوعی: صبحی که به من میگذرد، گلها از خواب بیدار نمیشوند و یا در نیمهشب، مستی ناشی از نور ماه به سراغم نمیآید.
از خانه ی زین خاست بقصد دل عاشق
زانگونه که آتش بچنان تاب نخیزد
هوش مصنوعی: از خانه زین، به خاطر عشقش، به راهی رفت که همچون آتش که نمیتواند در چنین حرارتی بچرخد، نمیتواند از عشق دور شود.
از گرمی می بود که آن غمزه برآشفت
بی جوشش خونی رگ قصاب نخیزد
هوش مصنوعی: از شدت جذابیت و زیبایی اوست که این حالت خاص در دل من ایجاد شده است؛ بدون وجود هیچ نوع احساس و عاطفهای، نمیتوان به چنین احساسی دست یافت.
هر چند کشم باده ز غم پاک نگردم
گردیست بدین دل که به صد آب نخیزد
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که شراب بنوشم تا از غمهایم رها شوم، دل من پاک نمیشود. این دل، همچون غباری است که هرگز با آبهای فراوان تمیز نمیشود.
پهلو بدم تیغ نه ار بر سر کاری
مرد هنر از بستر سنجاب نخیزد
هوش مصنوعی: هرگز نباید در کار مهمی با سلاح غیرقابل پیشبینی و خطرناکی، مثل تیغ، مقابله کنیم؛ چرا که هنر و موفقیت از شرایط مناسب و مناسب برای خود به دست میآید و نه به صرف داشتن ابزار خطرناک.
خون خوردنم از عشق بگویید بزاهد
تا بیخبر از گوشه ی محراب نخیزد
هوش مصنوعی: بگویید به زاهد که از عشق من رنج میبرم، تا او که در عبادت خودش غرق است، از حالت من آگاه نشود و از جایش بلند نشود.
این بیخودی و مستی عشقست فغانی
اینگونه خرابی ز می ناب نخیزد
هوش مصنوعی: این احساس بیخود و شور و شوق ناشی از عشق است و چنین خرابی و ویرانی فقط از شراب ناب به وجود نمیآید.