برگردان به زبان ساده
گلرخان بر سر خاکم چمنی ساختهاند
چمنی بر سر خونین کفنی ساختهاند
هوش مصنوعی: بر روی خاک من گل و چمن کاشتهاند، چمنی که بر روی کفنی خونین قرار دارد.
در حقیقت نسب عاشق و معشوق یکیست
بوالفضولان صنم و بَرْهَمنی ساختهاند
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق در اصل یکی هستند، اما برخی افراد بیجا به آنها القاب و عناوین مختلفی نسبت دادهاند.
یک چراغست درین خانه که از پرتو آن
هر کجا مینگرم، انجمنی ساختهاند
هوش مصنوعی: در این خانه یک چراغ وجود دارد که نور آن باعث شده هر جا نگاه میکنم، فضایی شاد و پرجنب و جوش به وجود آمده است.
از سگانِ سر کوی تو بسی منفعلم
که به هم صحبتی همچو منی ساختهاند
هوش مصنوعی: من میدانم که در این جهان، مانند منی که در کنار تو هستم، بسیارند افرادی که با همهی وجود به جمع تو نزدیک شدهاند.
حال عشاق چه باشد؟ که از آن تَنگِ شکر
کَنده دندانِ طمع، با سخنی ساختهاند
هوش مصنوعی: حال عاشقان چه میتواند باشد وقتی که از تنگی و زیبایی شکر دندانهایی بر کندهاند و با سخنی در آمیختهاند؟
با اسیران سخنی گوی که این خستهدلان
از لب چون شکرت با سخنی ساختهاند
هوش مصنوعی: با اسیران گفتوگو کن، زیرا این دلسپردهها با سخنان شیرین و دلچسبی که دارند، به آرامش رسیدهاند.
زلف شبرنگ تو دامیست برای دل ما
که صدش تعبیه در هر شکنی ساختهاند
هوش مصنوعی: زلف سیاه تو مانند دام برای دل ماست، که در هر تکهاش، هزاران فریفتگی و زیبایی نهفته است.
عشق ضایع نکند رنج عزیزان بنگر
که چها در صفت کوهکنی ساختهاند
هوش مصنوعی: عشق باعث نمیشود که مشقتهای عزیزان بیفایده و بیثمر شود. به این فکر کن که چه قدر در وصف کوهکندی (کوهنوردی) تلاش و کوشش شده است.
تا کشد بار غم عشق فغانی به مراد
دلش از سنگ و زِ آهن بدنی ساختهاند
هوش مصنوعی: شخصی از شدت درد و غم عشق فریاد میزند و به همین خاطر، به او بدنی ساختهاند که از سنگ و آهن است، یعنی او باید در برابر مشکلات و رنجها مقاوم و محکم باشد.