برگردان به زبان ساده
ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد
میان بگشا که از هر سو گل نسرین فرو ریزد
هوش مصنوعی: از گلی که به دورش میچرخی و میگذری، بیا بنشین، زیرا عطر خوش مشک مانند گلی در وسط پخش میشود. هر طرف را که نگاه کنی، گلهای نسرین در حال ریختناند.
خوش آن محفل که خورشیدی درون آید عرق کرده
نشیند وز مه نو خوشه ی پروین فرو ریزد
هوش مصنوعی: محفل خوشایند جایی است که خورشیدی در آنجا وارد شود، عرق کرده نشسته و از مه تازه، دانههای پروین بریزد.
چو انگیزد علاج دل طبیب کاردان من
ز نخل خامه چندین شیوه ی شیرین فرو ریزد
هوش مصنوعی: وقتی دل بیمار را طبیب ماهر درمان میکند، مانند درخت خرما میوهای شیرین و لذیذ به بار میآورد.
زبان دانیست ترک من که هنگام سخن گفتن
بعنوان عجب بس نکته ی رنگین فرو ریزد
هوش مصنوعی: کس نمیداند که زبان من هنگام صحبت کردن چقدر زیبا و پر از نکتههای جالب و رنگین میشود.
ز گرد ره چو افشاند غزالم رشته ی کاکل
هزاران نافه ی سربسته از هر چین فرو ریزد
هوش مصنوعی: زمانی که غزال دراثر گرد و غبار راه، رشتههای موی زیبا و ظریف خود را میافشاند، هزاران رشتهی گیسوی پیچیده و محجوبه از هر چین و شکاف آزاد میشود و به زمین میریزد.
چه خوشتر زانکه عاشق خفته باشد زار و معشوقش
ز گلزار آید و گل بر سر بالین فرو ریزد
هوش مصنوعی: چه زیباتر از این که عاشقی در حال خواب باشد و معشوقش از باغ گل بیاید و گلها را بر روی سر او بریزد.
دگر زان لب چه میخواهی فغانی زین سخن گفتن
ترا بس نیست این درها که در تحسین فرو ریزد
هوش مصنوعی: دیگر از آن لب چه آرزو داری؟ آیا فریاد زدنت از این سخنها کافی نیست؟ این درها به قدری در ستایش باز میشود که به زودی فرو خواهد ریخت.