برگردان به زبان ساده
نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
آتش کند این کار که آن روی چو مه کرد
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چهرهی تو، خانهی دل را پر از غم و سیاهی کرده است؛ این آتشسوزی که به بار آورده، ناشی از زیبایی چهرهی توست که مانند ماه میدرخشد.
ما را ز تماشای تو صد گونه سیاست
آن چین جبین و شکن طرف کله کرد
هوش مصنوعی: ما به خاطر تماشای تو شگفتزدهایم؛ چینها و انحناهای پیشانی و موهایت ما را با تدبیر و سیاستهای مختلف به وجد میآورد.
تنها چه کند آنکه همه عمر ترا دید
در آینه آن دیده بهر سو که نگه کرد
هوش مصنوعی: چه برسر کسی میآید که تمام عمرش را صرف تماشای تو کرده و هر بار که به دور و برش نگاه کرده، فقط وجه تو را در آینه دیده است؟
امشب من دیوانه در آن بزم نبودم
آه از چه کشید آن مه و بر حال که وه کرد
هوش مصنوعی: امشب من به میهمانی نبودم و نمیدانم آن معشوق چه غمهایی کشید و چطور به حال خود نالید.
فریاد از آنروز که جویند و نیابند
سرهای عزیزان که لگدکوب سپه کرد
هوش مصنوعی: از آن روزی که عزیزان ما را دنبال کردند و پیدا نکردند، حتماً فریاد و آه و نالهای بلند خواهد شد. این از زمانی است که دیگران بر آن عزیزان ظلم و ستم کردند و آنها را زیر پا گذاشتند.
زان نخل جوان تا چه شود روزی عاشق
باری بهواداری او عمر تبه کرد
هوش مصنوعی: از آن درخت نخل جوان چه بسا روزی عاشق شود و در این عشق عمر خود را هدر کند.
نزدیکتر از سایه به او بود فغانی
بس دور فتادست ندانم چه گنه کرد
هوش مصنوعی: فغانی که همیشه نزدیکتر از سایه به او بود، حالا از او بسیار دور افتاده است و نمیدانم چه خطایی کرده که به این حال درآمده.