برگردان به زبان ساده
فراوشم شود چندان کز او بیداد میآید
ولی فریاد از آن ساعت که یکیک یاد میآید
هوش مصنوعی: احساسات و افکار من به حدی زیاد میشوند که از آنها ظلم و بیعدالتی بروز میکند، اما از زمانی که به یاد همهچیز میافتم، صدای فریاد و نالهام بلند میشود.
ملامت بین که هر سنگی که جست از تیشهٔ فرهاد
هوا میگیرد و هم بر سر فرهاد میآید
هوش مصنوعی: به دیگران توجه کن که هر سنگی که از تیشهٔ فرهاد جسته میشود، هم به سمت او پرتاب میشود و هم از آن بالا میرود.
نه تنها آشنا، بیگانه را هم میخراشد دل
سخن کز جان پردرد و دل ناشاد میآید
هوش مصنوعی: دل پر درد و غم، همچنین بر دل بیگانه نیز تأثیر میگذارد و او را میآرود. این دلنوشتهها از جان رنجور من برمیآید و نه تنها آشناها بلکه بیگانگان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
به دام انتظار او من آن مرغ گرفتارم
که جانم میرود تا بر سرم صیاد میآید
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای در دام انتظار او هستم و جانم در خطر است تا زمانی که صیاد به سراغم بیاید.
به کوی دُردنوشان میفشانم قطرهٔ اشکی
که از این خاک بوی مردم آزاد میآید
هوش مصنوعی: در محلهٔ کسانی که عشقشان خوش زهر است، اشکی را جاری میکنم که از این سرزمین، عطر و بوی انسانهای آزاد را به مشام میرساند.
چه میپرسی فغانی داستان دلخراش من
که گر بر کوه میخوانند در فریاد میآید
هوش مصنوعی: چرا از من دربارهی قصهی غمانگیز دلتنگیام میپرسی؟ چون اگر بر کوه فریاد بزنم، صدای من به گوش همه خواهد رسید.