برگردان به زبان ساده
این باد ز طرف چمن کیست که داند
وین بوی گل از پیرهن کیست که داند
هوش مصنوعی: این باد از طرف چمن میوزد و هر کسی نمیداند که چه کسی آن را فرستاده است، همچنین بوی گل از کدام پیراهن است و کسی از آن آگاه نیست.
این نافه که بر گل شکند غالیه ی تر
از سلسله ی پر شکن کیست که داند
هوش مصنوعی: این نافهای که بر گل میروید، بویی فراتر از بوی گلهای دیگر دارد. کسی نمیداند که این عطر و زیبایی ناشی از چه چیزی است.
دانم که مه بدر بود خسرو انجم
آن ماه نو از انجمن کیست که داند
هوش مصنوعی: میدانم که ماه کامل، یک خسرو در میان ستارههاست و حالا کسی نمیداند آن ماه نو از کدام جمع است.
من خود شدم افسانه ی شهری بفسونش
افسون تو مهر دهن کیست که داند
هوش مصنوعی: من خودم به داستانی در شهر تبدیل شدم، و جادوگری که باعث این تغییر شده، تویی. کسی نمیداند مهر و محبت تو چه تاثیری بر من گذاشته است.
ما را به رخ زرد بود صد رقم از خون
آن گلرخ نسرین بدن کیست که داند
هوش مصنوعی: چهرهی زرد ما نشانهی تلخیهای فراوانی است که از خون آن معشوق نسرینی ناشی میشود؛ اما چه کسی میتواند بداند که این درد و رنج از کجا آمده است؟
ای باد چه داری خبر از غنچه ی لعلش
آن غنچه دهن با سخن کیست که داند
هوش مصنوعی: ای باد، آیا از آن غنچهی زیبا که رنگش چون لعل است خبر داری؟ سخن و حال آن غنچه را چه کسی میداند؟
آشوب دل و دیده ی بیدار فغانی
نظاره ی سرو و سمن کیست که داند
هوش مصنوعی: دل و چشمان بیدار من در آشوب و پریشانی به تماشای زیباییهای سرو و سمن مشغولند و کسی نیست که بداند این حال من از چیست.