برگردان به زبان ساده
خورشید من که رخش جفا گرم داشتست
حسنش بر این خیال خطا گرم داشتست
هوش مصنوعی: خورشید من، که زیباییاش با ظلم و ناسازگاری همراه است، بر این تصور نادرست بسیار دلفریب است.
در عاشقی بشورش من نیست عندلیب
هنگامه را بصوت و صدا گرم داشتست
هوش مصنوعی: در عشق، من مانند بلبل نیستم که در زمان شور و هیجان، آواز و نغمه سر دهم.
چون بیضه نه سپهر در آرد بزیر بال
مرغی که آشیان وفا گرم داشتست
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان، گندمزار را زیر بال پرندهای که لانهاش مملو از وفاداری است، به زمین میآورد.
در چنگ زهره هست نوای غلط مرو
کاین بزم را ترانه ی ما گرم داشتست
هوش مصنوعی: در دستان زهره، صدایی دلنشین وجود دارد. نگو که این جشن و میهمانی را ترانهی ما گرم و سرشار کرده است.
یک مشتریست بر در این خانه آفتاب
بازار خوبی تو خدا گرم داشتست
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که در برابر این خانه، همچون آفتابی درخشان، مشتریان زیادی وجود دارد و این نشاندهنده رونق و خوبی خاصی است که خداوند به این مکان بخشیده است.
تا کی دهد عنان مرادم فلک بدست
حالا به تازیانه مرا گرم داشتست
هوش مصنوعی: چه زمانی میخواهد آسمان به آرزوهایم اجازه بدهد؟ حالا به واسطه سختیها و مشکلات، مرا تحت فشار قرار داده است.
در حیرتم که آتش صوفی برای چیست
چون صفه را سماع و صفا گرم داشتست
هوش مصنوعی: من در شگفتیام که دلیل آتشِ صوفی چیست، در حالی که صفه (محلی برای تجمع) با سماع و صفا در حال گرم شدن است.
تا آمدم بوادی هجران گداختم
این منزل خراب هوا گرم داشتست
هوش مصنوعی: وقتی به این سرزمین جدایی رسیدم، در این خانهی خراب و بیسر و سامان، احساس گرمی و داغی محیط را به وضوح حس کردم.
چون شمع تا نسوخت فغانی نیافت وصل
مجلس از آن اوست که جا گرم داشتست
هوش مصنوعی: شمع تا زمانی که نسوخته است، صدایی ندارد. ارتباط با مجلس به خاطر این است که جا گرم و دلپذیری دارد.