برگردان به زبان ساده
باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است
رنگها ریخته درهم که دم از خون زده است
هوش مصنوعی: هنرمند طبیعت با تغییر فصل، طرح جدیدی را به تصویر کشیده است. رنگها بههم ریخته و نمایانگر حالتی پرشور و احساسی هستند که به نوعی به زندگی و مرگ اشاره میکند.
صاحبان قلم انگشت گزیدند همه
زین رقمها که سر از خامه ی بیچون زده است
هوش مصنوعی: همه نویسندگان و اهل قلم از اینجور نوشتهها و آثار حیرتزده و متعجب شدهاند، زیرا این کلمات و جملات از یک خامه و قلم بیدروغ و صادق بیرون آمدهاند.
زهره آهنگ همه راهروان راست گرفت
داستان غلط ماست که وارون زده است
هوش مصنوعی: زهره به زیبایی و شگفتی، آهنگ و مسیر درست همه رهگذران را به خود جلب کرده است. داستانی که ما داریم، نادرست و معکوس است.
طبق زر نشود پی سپر تیر فلک
این همان سخت کمانیست که قارون زده است
هوش مصنوعی: فلک تیرهایش را به سختی به ما میزند و هیچ چیزی نمیتواند در برابر آن مقاومتی کند. این همان مصیبتها و مشکلاتی است که مانند کمان سختی است که قارون با آن روبرو شده است.
نیست در دایره ی سطح فلک لفظ خبر
اهل همت قدم از دایره بیرون زده است
هوش مصنوعی: در آسمان هیچ خبری از انسانهای با اراده و تلاش نیست، زیرا آنها از دایره معمولی زندگی فراتر رفتهاند.
دور بادا خطر چشم بد از دختر رز
که چو خورشید سراپرده بگردون زده است
هوش مصنوعی: الهی چشم حسود از دختر گل دور باشد، زیرا او همچون خورشید در آسمان میدرخشد.
آنکه این نامه ی سربسته نوشست نخست
گرهی سخت بسر رشته ی مضمون زده است
هوش مصنوعی: کسی که این نامه را به صورت محرمانه نوشته، ابتدا گرهی محکم به رشتهی محتوا زده است.
ادب از باده مجویید که این لعل قبا
سنگ بر جام جم و خم فلاطون زده است
هوش مصنوعی: ادب را از شراب نخواهید که این گوهر با ارزش بر جام جم و خم افلاطون تاثیر گذاشته است.
عشق در هر لب جو کوهکنی کرده هلاک
بهمان سنگ که بر کاسه ی مجنون زده است
هوش مصنوعی: عشق مانند خاکی است که کوه را به ویرانی میکشاند، و این ویرانی شبیه به همان سنگی است که بر سر مجنون فرود آمده است.
ساقیا جام لبالب بفغانی پیما
که بفکر دهنت نکته ی موزون زده است
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی پر از نوشیدنی به من بده و با صدای دلکش برای من بزن که اندیشهی زیبا و موزونی در ذهن تو شکل گرفته است.