برگردان به زبان ساده
در ابتدا عاشق بگفت و گوی درآید پس در جست و جوی آید پس دل از خود بکلی برگیرد و پروانه وار خواهد که در پیش او میرد یعنی اول ذاکر بود پس طالب شود پس عشق برو غالب شود اینجا ذکر هستی بود و طلب نیستی، درین مقام هستی راه بودو نیستی پیشگاه اما نه آن نیستی که محرومی نام اوست آن نیستی که همه هستیها غلام اوست اما بنسبتی دیگر و این مشهور است که هستی راه است و نیستی منزل چنانکه آن محقق دقیق النظر گفته است:
هوش مصنوعی: ابتدا عشق به سخن آغاز میشود و سپس در جستوجو میافتد. دل از خود کاملاً جدا میشود و مانند پروانهای که در آتش میسوزد، میخواهد در پیش محبوب خود جان بسپارد. یعنی در ابتدا ذکر وجود دارد و سپس طالب عشق میشود تا اینکه عشق بر او غلبه میکند. در این مرحله، وجود به عنوان یک راه و عدم به عنوان نقطه مقصد تلقی میشود، اما این عدم نه از نوع محرومیت که همان وجود را اسیر خود کرده، بلکه نوعی دیگر است. در اینجا معروف است که وجود راهی است و عدم مسکنی؛ همانطور که یک محقق با دقت نظر به این موضوع اشاره کرده است.
دیدم اندر مدار کار آنگاه
سرّهستی و نیستی ناگاه
هوش مصنوعی: در دایرهی زندگی، ناگهان متوجه شدم که مقولهی هستی و عدم چگونه در هم تنیدهاند.
بود ما را یقین که عاشق را
نیستی منزلست و هستی راه
هوش مصنوعی: ما مطمئنیم که عاشق هیچگاه به منزل نمیرسد و عشق فقط یک راه است.
نیست جز نیستی ره عاشق
ناگه هستی بیامد از درگاه
هوش مصنوعی: عاشق تنها از طریق نیستی به وجود میآید؛ ناگهان صدای حیات و ورود به دنیای وجود از درگاه عشق به او میرسد.
در شهادت به بین کزین معنی
لانخست آمد آنگه الا اللّه
هوش مصنوعی: در گواهی به این حقیقت توجه کن که در ابتدا هیچ چیزی نبود جز الله.