برگردان به زبان ساده
آتش عشق که ثمرهٔ شجرهٔ جان است نه مر جان را بسوزد و نه با جان بسازد؛ چون با جان نمیسازد مینماید که وصف او نیست و چون وصف او نباشد هر آینه وصف معشوق باشد و آنجا گفتهاند که «وصف زاید است بر ذات» سرّ این معنی است. اگرچه از شجرهٔ روح عاشق سر برآرد اما چون او را از پای درآورد روی به عالم معشوق نهاد بارگاه خالی دید مسند بنهاد و پادشاه شد و در ملک بنشست: فَصادَفَ قَلْباً فارغاً فَتَمَکَنَّا و چون عاشق را نمیسوزد مینماید که ناز او را نیاز این درمیباید تا کرشمهٔ حسن برو پدید کند چنانکه گفتهاند:
هوش مصنوعی: آتش عشق که نتیجه وجود انسان است، نه تنها جان را نمیسوزاند بلکه به آن نمیچسبد. چون با جان سازگاری ندارد، به نظر میرسد که این آتش مربوط به او نیست و اگر مربوط به او نباشد، قطعاً به معشوق تعلق دارد. اینجا گفته میشود که توصیف، فراتر از ذات است و این معنا در آن نهفته است. هرچند که این آتش از روح عاشق سرچشمه میگیرد، اما وقتی او را زمینگیر کند، به سمت معشوق میرود و در آنجا با خالی بودن بارگاه مواجه میشود و به پادشاهی دست مییابد و در ملک مینشیند. در این شرایط، عاشق دریایی از عشق و اشتیاق را احساس میکند و به همین دلیل، نیاز او به ناز معشوق ضروری میشود تا جلوههای زیبایی او نمایان شود.
چندانکه مرا ز حسن دلبر باید
او را ز من شکسته هم درباید
هوش مصنوعی: هرچقدر که من از زیبایی معشوق لذت میبرم، او هم باید از شکایت و دلشکستگی من آگاه باشد.
چون ناز ورا نیاز من دربایست
پس مرتبۀ نیاز برتر باید
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی و جذابیت او بر من تأثیر گذاشته، باید نشان بدهم که نیاز من به او از همه چیز بالاتر است.