برگردان به زبان ساده
چو فردا روز نوروز است و نوروز جهان آید
رود این سال فرتوت و یکی سال جوان آید
هوش مصنوعی: فردا روز نوروز است و روزی است که جهان دوباره زنده و شاداب میشود. امسال کهنه و فرسوده به پایان میرسد و یک سال تازه و جوان آغاز میشود.
از این خوابم چنین یابم که سالی خوش روان آید
که آن نامهربان یارم، به خوابم مهربان آید
هوش مصنوعی: از این خواب، چنین برداشت میکنم که سالی خوبی خواهد آمد و در آن، معشوق بیرحم من در خوابم با مهربانی ظاهر خواهد شد.
اگرچه من حکیمم این سخن لَغوَم گمان آید
به نزد من زمان یکرنگ و یکسان است هر روزی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من فردی عاقل و فرزانه هستم، ممکن است این حرف بیهوده به نظر بیاید. به نظر من، زمان برای هر روز به یک شکل و یکسان میگذرد.
ولی امروز هست، آن روز تاریخی و دستانی
که عالم برکند، این رخت چرکین زمستانی
هوش مصنوعی: امروز روزی است مهم و تاریخی که در آن دستانی وجود دارند که میتوانند همهی مشکلات و سختیهای زندگی را کنار بگذارند و لباسهای کثیف و سرد زمستانی را به دور بریزند.
به جای آن به خود پوشد، حریر سبز بُستانی
به ویژه ای خوشا نوروز و این شهر کهستانی
هوش مصنوعی: به جای آن که دیگران چیزی را به خود بپوشانند، او لباسی نرم و سبز از باغ میپوشد. چه خوب است نوروز و این شهر کوهستانی!
صفای منظر دریا، ز وضع جنگلستانی
سخن این بُد که شب فارغ شد، از رختسیهدوزی
هوش مصنوعی: زیبایی دیدار دریا، دلیلی است بر حال و هوای جنگل، که شب با تاریکی خود پایان یافته است.
سحر باز آفتاب آمد، به روز آورد دنیا را
مطلا ساخت کهسار و تلألؤ داد دریا را
هوش مصنوعی: صبح دوباره خورشید طلوع کرد و دنیا را پر از نور و زیبایی کرد، کوهها را درخشان ساخت و دریا را به زرق و برق آراست.
زرافشان کرد دامان قبای سبز صحرا را
تو هم چون آفتاب آخر، برون آ، لحظهای یارا
هوش مصنوعی: دستهای پرتوان تو مانند آفتاب تابان، زیبایی و درخشندگی را به محیط میبخشد. حالا ای یار، لحظهای از مخفیگاه خود بیرون بیا و این زیبایی را به تماشا بگذار.
که با این آفتاب، عالم بتر از شب بود ما را
سزد تو آفتاب آیی و روز ما بیفروزی
هوش مصنوعی: با این خورشید، دنیا خیلی تاریکتر از شب به نظر میرسد. بنابراین، شایسته است که تو بیایی و نور روز را به ما ببخشی.