برگردان به زبان ساده
من که خندم، نه بر اوضاع کنون میخندم
من بدین گنبد بیسقف و ستون میخندم
هوش مصنوعی: من که در حال خندیدن هستم، به وضع کنونی نمیخندم، بلکه به این دنیای بیحفاظ و ساختارمیخندم.
تو به فرمانده اوضاع کنون میخندی
من به فرماندهی کن فیکون میخندم
هوش مصنوعی: تو به وضعیت و اوضاع میخندی و از آن لذت میبری، من هم به قدرت و فرمانروایی جهان میخندم.
همه کس بر بشر بوقلمونی خندد
من به حزب فلک بوقلمون میخندم
تمام مردم عادی بر انسانِ متلون، دورنگ و دمدمیمزاج (بشر بوقلمونی) میخندند و او را مسخره میکنند؛ اما من (شاعر) به گروه و دارودستهٔ روزگار و چرخِ فریبکار و همیشه در تغییر (فلک بوقلمون) میخندم و آن را به تمسخر میگیرم.در واقع، پیام شاعر این است که به جای ریشخند کردنِ یک انسانِ ضعیف و دو رو، دیدگاهی کلانتر دارد و کلِ این جهانِ ناپایدار، متغیر و فریبنده را که بزرگترین مظهرِ دورنگی است، ریشخند میکند.
خلق خندند به هر آبلهرخساری و، من:
به رخ این فلک آبلهگون میخندم
هوش مصنوعی: مردم به هر صورت زیبایی میخندند و من به چهره این آسمان که لکهدار و ناهموار است، میخندم.
هرکس ایدون، به جنون من مجنون خندد
من بر آن کس که بخندد به جنون میخندم
هوش مصنوعی: هر کسی که به دیوانگی من بخندد، من هم به او میخندم که به دیوانگی میخندد.
آنچه بایست: به تاریخ گذشته خندم
کردهام خنده، بر آینده کنون میخندم
هوش مصنوعی: نگاهی به گذشته انداختهام و به چیزهایی که رخ داده خندیدهام، حالا به چیزهایی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد میخندم.
هرکه چون من ثمر علم فلاکت دیدی:
مردی از گریه، من دلشده خون میخندم
هوش مصنوعی: هرکس مانند من از علم و دانش نتیجهای تلخ و ناکامی ببیند، با این حال، من که دلbroken هستم، از شدت ناراحتی میخندم.
بعد از این من زنم از علم و فنون دم، حاشا!
من به هرچه بتر علم و فنون میخندم!
هوش مصنوعی: پس از این به زعم خود، من به دانش و فنون حرف نخواهم زد، هرگز! من به تمام علم و فنون میخندم و به آنها بیاعتنا هستم!