برگردان به زبان ساده
نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
سر کفر و غم ایمان که دارد؟
هوش مصنوعی: ای نگاه زیبا، وقتی تو در کنارم نیستی، زندگی چه ارزشی دارد؟ دروقتی که من در حال بیاحساسی و اندوه هستم، چه اعتقادی میتواند مرا آرام کند؟
اگر عشق تو خون من نریزد
غمت را هر شبی مهمان که دارد؟
هوش مصنوعی: اگر عشق تو به من آسیب نرساند، پس غمت را هر شب چه کسی تحمل کند؟
دل من با خیالت دوش میگفت:
که این درد مرا درمان که دارد؟
هوش مصنوعی: دل من شب گذشته با یاد تو سخن میگفت و از خود میپرسید که این دردی که دارم، چگونه درمانی دارد؟
لب شیرین تو گفتا: ز من پرس
که من با تو بگویم: کان که دارد؟
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو گفتند: از من بپرس تا بتوانم به تو بگویم: چه کسی آن را دارد؟
مرا گفتی که: فردا روز وصل است
امید زیستن چندان که دارد؟
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که فردا روز یکدیگر پیوستن است. حالا بگو چقدر امیدوار به زندگی هستی؟
دلم در بند زلف توست ور نه
سر سودای بیپایان که دارد؟
هوش مصنوعی: دل من به زلفهای تو وابسته است، وگرنه آرزوی بیپایان دیگری در سر ندارم.
اگر لطف خیال تو نباشد
عراقی را چنین حیران که دارد؟
هوش مصنوعی: اگر محبت و خوبی تو در ذهن من نباشد، عراقی چه حالی خواهد داشت که اینقدر گیج و ناامید است؟