برگردان به زبان ساده
بنمای به من رویت، یارات نمیافتد
آری چه توان کردن؟ با مات نمیافتد
هوش مصنوعی: به من نشان بده چهرهات را، چون یارت به من تعلق ندارد. چه میتوانم کرد وقتی که در دل نمیافتد؟
گیرم که نمیافتد با وصل منت رایی
با جور و جفا، باری، همرات نمیافتد؟
هوش مصنوعی: فرض میکنم که به خاطر محبت و وصال، نظر خوب و نیکی به من نخواهی داشت و با بدی و ظلم رفتار خواهی کرد، اما آیا باز هم میتوانی با من همراهی نکنی؟
میافتدت این یک دم کایی براین پر غم
شادم کنی و خرم، هان یات نمیافتد؟
هوش مصنوعی: برای یک لحظه هم که شده، بگذار غمهایم را فراموش کنم و در شادی تو غرق شوم. آیا نمیخواهی بر من بیاوری که این لحظهی دلانگیز پایدار نخواهد بود؟
هر بیدل و شیدایی افتاده به سودایی
وندر دل من الا سودات نمیافتد
هوش مصنوعی: هر کسی که دچار عشق و شیفتگی شده، به نوعی در دل خود دچار هیجان و جنون است. اما در دل من تنها حس بیقراری و عشق وجود ندارد.
با عشق تو میبازم شطرنج وفا، لیکن
از بخت بدم، باری، جز مات نمیافتد
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو در بازی وفا شکست میخورم، اما شانس بد من به جز باخت و نابودی چیزی نصیبم نمیشود.
از غمزهٔ خونریزت هرجای شبیخون است
شب نیست که این بازی صد جات نمیافتد
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چشمان تو، در هر کجا ممکن است اتفاقی ناخوشایند رخ بدهد. هیچ شبی نیست که این بازی و جذبهی تو در صد جا وجود نداشته باشد.
افتاده دو صد شیون از جور تو هرجایی
این جور و جفا با من تنهات نمیافتد
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم تو در هر جا گریه و فریادهایی بلند شده است، اما این درد و بیرحمی تنها بر من نازل نمیشود.
بیچاره عراقی، هان! دم درکش و خون میخور
چون هیچ دمی با او گیرات نمیافتد
هوش مصنوعی: بیچاره عراقی! حتماً بختش بسیار بد است، که از شدت غم و اندوه دچار افکار ناراحتکننده شده و هیچ کس هم در کنارش نیست تا به او دلدار ی دهد.