برگردان به زبان ساده
هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
باشد که چو روز آید بروی گذرت افتد
هوش مصنوعی: هر شب دل شکسته و غمگینم بر خاک در خانهات بیفتد، شاید وقتی روز میشود، دلخوشیام به چهرهات بیفتد.
زیبد که ز درگاهت نومید نگردد باز
آن کس که به امیدی بر خاک درت افتد
هوش مصنوعی: زیباست که هیچکس از درگاه تو ناامید برنگردد، بهخصوص آن کسی که به امیدت، بر خاک درگاهت افتاده است.
آیم به درت افتم، تا جور کنی کمتر
از بخت بدم گویی خود بیشترت افتد
هوش مصنوعی: به در خانهات میروم و به درگاهت میافتم، تا اینکه بر من رحم کنی و بدبختیام کمتر شود و بگویی که خودت بیشتر از آنچه برایم خواستهام بر آورده خواهی کرد.
من خاک شوم، جانا، در رهگذرت افتم
آخر به غلط روزی بر من گذرت افتد
هوش مصنوعی: من برای تو فدای محبتت میشوم و امیدوارم روزی به طور تصادفی در مسیرت قرار بگیرم.
گفتم که: بده دادم، بیداد فزون کردی
بد رفت، ندانستم، گفتم: مگرت افتد
هوش مصنوعی: گفتم که چیزی دادهام و نامهربانیات زیاد شده است. بدرفتاری کردی و من این را نفهمیدم، گفتم: آیا این به تو برمیگردد؟
در عمر اگر یک دم خواهی که دهی دادم
ناگاه چو وابینی رایی دگرت افتد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی یک لحظه از عمرت را صرف کنی، ناگهان متوجه میشوی که تصمیمت تغییر کرده است و نظر دیگری خواهی داشت.
کم نال، عراقی، زانک این قصهٔ درد تو
گر شرح دهی عمری، هم مختصرت افتد
هوش مصنوعی: کم شکایت کن، عراقی، زیرا درد تو هر چند که بگویی، اگر عمری هم بگویی، هنوز هم مختصر و کوتاه خواهد بود.