برگردان به زبان ساده
شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟
به جان میجویمت جانا، کجایی؟
هوش مصنوعی: مجنون عشق تو شدم، کجایی؟ جان من، به خاطر تو بیتابم و به دنبالت میگردم، کجایی؟
همی پویم به سویت گرد عالم
همی جویم تو را هر جا، کجایی؟
هوش مصنوعی: من در جستجوی تو هستم و در هر گوشه دنیا تو را میجویم، کجایی؟
چو تو از حسن در عالم نگنجی
ندانم تا تو چونی، یا کجایی؟
هوش مصنوعی: نمیدانم تو چطور و کجایی، وقتی که زیباییات در هیچ کجای دنیا جا نمیشود.
چو آنجا که تویی کس را گذر نیست
ز که پرسم، که داند؟ تا کجایی؟
هوش مصنوعی: هر جا که تو هستی، دیگر هیچکس در آنجا حضور ندارد که من از او بپرسم. پس چه کسی میتواند بداند که تا کجا باید بروم؟
تو پیدایی ولیکن جمله پنهان
وگر پنهان نهای، پیدا کجایی؟
هوش مصنوعی: تو در جایی هستی و قابل دیدن هستی، اما دیگران نمیتوانند تو را ببینند. اگر واقعاً پنهان نیستی، پس چرا در دسترس نیستی؟
ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست
چه دانم تا درین غوغا کجایی؟
هوش مصنوعی: از عشق تو، دنیایی پر از هیجان و شلوغی است. نمیدانم در این هیاهو تو کجایی؟
فتاد اندر سرم سودای عشقت
شدم سرگشته زین سودا، کجایی؟
هوش مصنوعی: در ذهن من افکاری درباره عشق تو شکل گرفته و من از این افکار سردرگم شدهام. حالا بگو، تو کجایی؟
درین وادی خونخوار غم تو
بماندم بی کس و تنها، کجایی؟
هوش مصنوعی: در این دشت پرخون و غم، من تنها و بیکس ماندهام، تو کجایی؟
دل سرگشتهٔ حیران ما را
نشانی ده رهی بنما، کجایی؟
هوش مصنوعی: دل پریشان و گم شدهٔ ما را راهی نشان بده، کجایی و کدام مسیر را باید برویم؟
چو شیدای تو شد مسکین عراقی
نگویی: کاخر، ای شیدا، کجایی؟
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو دل عراقی را پر کرده و او را بینوا کرده، نگو: ای عاشق، چه میشوی و کجا هستی؟