برگردان به زبان ساده
طرهٔ یار پریشان چه خوش است
قامت دوست خرامان چه خوش است
هوش مصنوعی: موهای پریشان یار چه زیباست و قد دلانگیز او که با ناز و ظرافت راه میرود، چه لذتبخش است.
خط خوش بر لب جانان چه نکوست
سبزه و چشمهٔ حیوان چه خوش است
هوش مصنوعی: زیبایی خطی که بر لب محبوب نوشته شده، چه دلانگیز است، و زیبایی سبزه و چشمههای حیات نیز چه خوشایند و دلنواز است.
از می عشق دلی مست و خراب
همچو چشم خوش جانان چه خوش است
هوش مصنوعی: دل از عشق پر شده و سرحال و سرخوش است، مانند چشمان زیبای محبوب که بسیار دلپذیر و خوشایند است.
در خرابات خراب افتاده
عاشق بی سر و سامان چه خوش است
هوش مصنوعی: در میخانه، عاشق بیسر و سامان و گیج، به خوبی و خوشی به سر میبرد.
آن دل شیفتهٔ ما بنگر
در خم زلف پریشان چه خوش است
هوش مصنوعی: دل عاشق ما را ببین که چگونه از زیباییهای پریشان زلف خوشحال و سرمست است.
یوسف گم شدهٔ ما را بین
کاندر آن چاه زنخدان چه خوش است
هوش مصنوعی: یوسف گمشدهٔ ما در دل چاه زیباییهای آن چهره چه زیباست.
لذت عشق بتم از من پرس
تو از آن بیخبری کان چه خوش است
هوش مصنوعی: از من دربارهٔ لذت عشق معشوق بپرس، اما تو از آن بیخبری که چه حالتی دارد.
تو چه دانی که شکر خندهٔ او
از دهان شکرستان چه خوش است؟
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که لذت خندهٔ او چقدر جذاب و دل انگیز است، مانند شیرینی که از دهان شکرستان بیرون میآید؟
چه شناسی که می و نقل بهم
از لب آن بت خندان چه خوش است
هوش مصنوعی: چه کسی را میشناسی که نوشیدن شراب و نقل و داستان از لب آن معشوق خندان، چقدر لذتبخش است؟
گر ببینی که به وقت مستی
لب من بر لب جانان چه خوش است
هوش مصنوعی: اگر ببینی که در لحظهی سرخوشی، چقدر لذتبخش است لبهای من بر لبهای عزیزم.
یار ساقی و عراقی باقی
وه که این عیش بدینسان چه خوش است
هوش مصنوعی: دوست عزیز، خوشپیمان و خوشگذرانی در کنار هم و در میخانه به سر میبرند و این زندگی و لذتهایش چه دلانگیز و شگفتانگیز است.