برگردان به زبان ساده
چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
که ناگه دامن از من درکشیدی
هوش مصنوعی: چه اشتباهی کردم؟ چه اتفاقی افتاده که از من فاصله گرفتی و ارتباطت را با من قطع کردی؟
چه افتادت که از من برشکستی؟
چرا یکبارگی از من رمیدی؟
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده که از من دور شدی؟ چرا ناگهان از من فاصله گرفتی؟
به هر تردامنی رخ مینمایی
چرا از دیدهٔ من ناپدیدی؟
هوش مصنوعی: چرا با وجود اینکه به خوبی خود را نشان میدهی، از نظرم ناپدید میشوی؟
تو را گفتم که مشنو گفتِ بد گوی
علیرغم من مسکین شنیدی
هوش مصنوعی: به تو گفتم که به حرفهای بد و منفی گوش نده، اما متأسفانه تو به آنها گوش دادی و من هم در این مورد ناتوانم.
مرا گفتی: رسم روزیت فریاد
عفا الله نیک فریادم رسیدی!
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که عادت تو این است که فریاد بزنی و من هم با شنیدن صدای تو پاسخ تو را دادم!
دمی از پرده بیرون آی، باری
که کلی پردهٔ صبرم دریدی
هوش مصنوعی: لحظاتی بیرون بیا و خود را نشان بده، زیرا صبر من دیگر تحملش بر نداشته و به شدت شکسته است.
هم از لطف تو بگشاید مرا کار
که جمله بستگیها را کلیدی
هوش مصنوعی: از لطف تو، کارهایم حل میشود؛ زیرا همه مشکلات و وابستگیها را تو میتوانی با یک کلید باز کنی.
نخستم برگزیدی از دو عالم
چو طفلی در برم میپروریدی
هوش مصنوعی: تو ابتدا به عنوان بهترین موجود از دو جهان مرا انتخاب کردی و مانند یک کودک در آغوشم پرورش دادی.
لب خود بر لب من مینهادی
حیات تازه در من میدمیدی
هوش مصنوعی: تو لبهای خود را بر لبهای من میگذاشتی و به این ترتیب زندگی جدیدی به من میبخشیدی.
خوشا آن دم که با من شاد و خرم
میان انجمن خوش میچمیدی
هوش مصنوعی: بسیار خوب است زمانی که با من خوشحال و شاداب در جمع دوستان نشسته و از زندگی لذت میبردی.
ز بیم دشمنان با من نهانی
لب زیرین به دندان میگزیدی
هوش مصنوعی: از ترس دشمنان، بهطور پنهانی لب پایین خود را گاز میزدی.
چو عنقا، تا به چنگ آری مرا باز
ورای هر دو عالم میپریدی
هوش مصنوعی: مثل عنقا (پرندهای افسانهای)، اگر مرا به چنگ بیاوری، میتوانی به هر دو جهان پرواز کنی.
مرا چون صید خود کردی، به آخر
شدی با آشیان و آرمیدی
هوش مصنوعی: وقتی مرا به دام انداختی، در نهایت به خانه و آرامش خود رسیدی و در آنجا استراحت کردی.
تو با من آن زمان پیوستی، ای جان
که بر قدم لباس خود بریدی
هوش مصنوعی: در آن زمان که با من همراه شدی، جانم، تو لباس خود را از روی پای خود برداشتیدی.
از آن دم باز گشتی عاشق من
که در من روی خوب خود بدیدی
هوش مصنوعی: از آن لحظه که برگشتی و عشق من را پیدا کردی، چون جمال زیبای خودت را در وجود من دیدی.
من ار چه از تو میآیم پدیدار
تو نیز اندر جهان از من پدیدی
هوش مصنوعی: اگرچه من به خاطر تو ظاهر میشوم، تو نیز در این جهان به خاطر من پدیدار هستی.
مراد تو منم، آری، ولیکن
چو وابینی تو خود خود را مریدی
هوش مصنوعی: من منظور تو هستم، بله، اما وقتی تو خودت را درک کنی، متوجه میشوی که به خودت وابستهای و از خودت پیروی میکنی.
گزیدی هر کسی را بهر کاری
عراقی را برای خود گزیدی
هوش مصنوعی: هر کسی برای یک کار خاص انتخاب میشود، اما تو عراقی را برای خود برگزیدهای.