برگردان به زبان ساده
چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
اگر در من نگه کردی نگارم
هوش مصنوعی: چقدر روزگارم خوب و شیرین بود اگر محبوبم به من توجه میکرد.
بدیدی گر فراقش چونم آخر
بپرسیدی دمی حال فگارم
هوش مصنوعی: اگر جداییاش را ببینی، آخرش از من بپرس که حال و روز دردناکم چگونه است.
نکرد آن دوست از من یاد روزی
به کام دشمنان شد روزگارم
هوش مصنوعی: دوستم هیچگاه به یادم نیفتاد و روزگارم به نفع دشمنانم تغییر کرد.
چرا خواهد به کام دشمنانم
چو میداند که او را دوست دارم؟
هوش مصنوعی: چرا باید به خواستهی دشمنانم عمل کند در حالی که میداند من او را دوست دارم؟
عزیزی بودم اول بر در او
عزیزان، بنگرید: آخر چه خوارم؟
هوش مصنوعی: در ابتدا من شخص مهمی بودم و در جمع عزیزان او مورد توجه قرار داشتم، اما اکنون به چه اندازه بیارزش و پست شدم!
فرو شد روز من بیمهر رویش
چو شب تیره شده است این روزگارم
هوش مصنوعی: روز من بدون محبت و چهره محبوبم به شدت تیره و تار شده است، مثل شبی که هیچ نوری ندارد و این حال و روز من در این زمانه چنین است.
نه دلداری که باشد مونس دل
نه غمخواری که باشد غمگسارم
هوش مصنوعی: نه کسی هست که دل را آرام کند، نه کسی که در غمها همدردی کند.
نمیدانم که دامان که گیرم؟
که تا از جیب محنت سر برآرم
هوش مصنوعی: نمیدانم کدام دامن را بگیرم، چون باید از جیب غم و اندوه خود خارج شوم.
عراقی، دامن غم گیر و خوش باش
که هم با تو درین تیمار یارم
هوش مصنوعی: غم را در آغوش بگیر و خوش باش، زیرا در این سختیها، یار و همدم من با توست.