برگردان به زبان ساده
بیدلی را بی سبب آزرده گیر
خاکساری را به خاک اسپرده گیر
هوش مصنوعی: اگر کسی بیدلیل ناراحت است، به او توجه کن و از او دلجویی کن، و به کسانی که humble و افتاده هستند، محبت کن و به آنها ارزش بگذار.
خستهای از جور عشقت کشته دان
والهای از عشق رویت مرده گیر
هوش مصنوعی: تو از سختیهای عشقات خستهای و دل شکستهای، و من که مجذوب زیباییات هستم نیز به خاطر این عشق جان سپردهام.
گر چنین خواهی کشیدن تیغ غم
جانم اندر تن چون خون افسرده گیر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دلی پر از غم داشته باشی، این غم را به جان من تبدیل کن و مانند خون در رگهای من جاریاش کن.
چند خواهی کرد ازین جور و ستم؟
بیدلی از غم به جان آزرده گیر
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی از این ظلم و بیعدالتی شکایت کنی؟ بدون دل و احساس، از غمهایت رنج میکشی و به خودت آسیب میزنی.
بردهای، هوش دلم، اکنون مرا
نیم جانی مانده وین هم برده گیر
هوش مصنوعی: تو مرا در تسخیر خود درآوردهای و حالا که اکنون جز نیمی از جانم باقی نمانده، این احساس را بیشتر از گذشته درک میکنم.
گر بخواهی کرد تیمار دلم
از غم و تیمار جانم خرده گیر
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی دل مرا از غمها درمان کنی و جانم را هم مداوا کنی، فقط شما را از کوچکترین اشتباهاتم عذرخواهی میکنم.
ور عراقی را تو ننوازی کنون
عالمی از بهر او آزرده گیر
هوش مصنوعی: اگر تو به عراقی نوازش نکنی، حالا جهانی به خاطر او ناراحت میشود.