برگردان به زبان ساده
ساقی قدحی شراب در دست
آمد ز شراب خانه سرمست
هوش مصنوعی: ساقی با یک جام شراب در دستش از میخانه آمد و حالتی شاداب و سرمست دارد.
آن توبهٔ نادرست ما را
همچون سر زلف خویش بشکست
هوش مصنوعی: توبهٔ نادرست ما را همانند گیسوی خود شکست.
از مجلسیان خروش برخاست
کان فتنهٔ روزگار بنشست
هوش مصنوعی: از میان حاضران در مجلس صدایی بلند شد که این آشفتگی و مشکلات روزگار به پایان رسیده است.
ماییم کنون و نیم جانی
و آن نیز نهاده بر کف دست
هوش مصنوعی: ما اکنون در وضعیتی هستیم که فقط نیمی از زندگی را داریم و همین مقدار را نیز در دست خود نگهداشتهایم.
آن دل، که ازو خبر نداریم
هم در سر زلف اوست گر هست
هوش مصنوعی: دل ما که از آن بیخبریم، شاید هنوز در پیچ و تاب زلف او وجود دارد، اگر واقعاً وجود داشته باشد.
دیوانهٔ روی اوست دایم
آشفتهٔ موی اوست پیوست
هوش مصنوعی: هر لحظه دیوانهی زیبایی او هستم و همیشه موهای او من را سردرگم و آشفته میکند.
در سایهٔ زلف او بیاسود
وز نیک و بد زمانه وارست
هوش مصنوعی: در آغوش و سایهٔ زلف او آرامش یافتم و از خوبیها و بدیهای دنیا رها شدم.
چون دید شعاع روی خوبش
در حال ز سایه رخت بربست
هوش مصنوعی: وقتی که پرتوی چهره زیبایش را دید، سایهاش را کنار برداشت.
در سایه مجو دل عراقی
کان ذره به آفتاب پیوست
هوش مصنوعی: در سایه زندگی دنبال دل آرامی نگرد که آن ذرهای که به آفتاب پیوسته، دیگر در سایه نمیماند.