برگردان به زبان ساده
نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
نظارهٔ رخت از عاشقان دریغ مدار
هوش مصنوعی: نگاهت را به حال ناتوان من دریغ نکن و دیدن چهرهات را از عاشقان دریغ مفرما.
اگر سزای جمال تو نیست دیده رواست
خیال روی تو باری ز جان دریغ مدار
هوش مصنوعی: اگر دیدن زیبایی تو سزاوار نیست، پس این خیال و آرزوی روی تو برایم قابل تحمل است، اما از جانم برای آن دریغ نکن.
به پرسش من رنجور اگر نمیآیی
عنایتی ز من ناتوان دریغ مدار
هوش مصنوعی: اگر به سوال من نمیخوانی و نمیرسی، لطفاً از من کمتر ناتوان ایراد نگیر.
ز خوان وصل تو چون قانعم به دیداری
تو نیز این قدر از میهمان دریغ مدار
هوش مصنوعی: از لحظهای که با تو هستم و با وصل تو به آرامش رسیدهام، برای دیدن تو همین قدر از مهمان خداحافظی نکن و دوری مکن.
به من، که گرد درت چون سگان همی گردم
نواله گر ندهی، استخوان دریغ مدار
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از در خانهات دور شوم و چون سگها دور تو میچرخم، اگر لقمهای به من نمیدهی، لااقل استخوانی را از من دریغ نکن.
چو دوستان را بر تخت وصل بنشانی
ز من، که خاک توام، آستان دریغ مدار
هوش مصنوعی: وقتی دوستانت را بر جایگاه محبت و وصال مینشانی، از من غافل مشو، چرا که من خاک پای تو هستم.
چو با ندیمان جام شراب نوش کنی
نصیب جرعهای از خاکیان دریغ مدار
هوش مصنوعی: وقتی با دوستانت دور هم نشستهاید و مشغول نوشیدن شراب هستید، از اینکه شاید سهمی از دنیای مادیات رو از دست بدهی، ناراحت نباش.