برگردان به زبان ساده
برآورده برنده تیغ دوسر
برآن لشگر گشن شد حمله ور
هوش مصنوعی: تیغ دو سر بر روی آن لشکر گرسنه آماده به حمله است.
سپه راسراسر زهم بردرید
به نزدیک فرخ برادر رسید
هوش مصنوعی: سپه بهطور کامل از هم جدا شد و به نزد برادر خوشبخت رسید.
بدوگفت بنمای ای شهسوار
علم در پس و پشت من استوار
هوش مصنوعی: او به سوار دلیر میگوید: نشان بده که تو تا چه حد قوی و با استقامت هستی، زیرا من پشت سرم به تو اعتماد دارم.
که تا من سپه رابه تیغ پدر
کنم ازتو دور ای یل نامور
هوش مصنوعی: تا وقتی که من با تیغ پدرم سپاه را شکست دهم، از تو دور میشوم، ای جوان نامی.
دو فرخ برادر به نیروی هم
نمودند شمشیر و بازو علم
هوش مصنوعی: دو برادر قوی با هم اتحاد کردند و به تهاجم و نبرد پرداختند.
یکی همچو قهر جهان آفرین
یکی همچو کوشنده ضرغام دین
هوش مصنوعی: یکی مانند کسی است که قدرتی همچون خداوند دارد و قدرتش در آفرینش و اداره جهان آشکار است. دیگری مانند فردی است که در تلاش و کوششی بیوقفه برای پیشبرد دین و آیین خود به جلو میرود.
یکی دست او دست پروردگار
یکی تیغ او مظهر ذوالفقار
هوش مصنوعی: یکی از آن دست، دست خداوند است و دیگری، تیغ او نماد قهرمانان و جنگجویان بزرگ است.
یکی صاحب صور نوبت زنش
گذشته زعرش برین گرزنش
هوش مصنوعی: کسی که دارای مقام و شأن بالایی است، زمان او تمام شده و از جایگاهش بر زمین افتاده است.
یکی قابض روح ترسان از او
دل آفرینش هراسان از او
هوش مصنوعی: یک موجودی وجود دارد که روح را میگیرد و ترس به دل آفرینش میاندازد و همه چیز از او میترسد.
یکی پور دخت رسول امین (ص)
یکی راد فرزند حبل المتین
هوش مصنوعی: یک پسر از دختر پیامبر راستگو (ص) و یک پسر دیگر از پسر عموی او که همواره به راستی و استحکام معروف بود.
یکی مصطفی را جگر بند بود
یکی مرتضی (ع) را همانندبود
هوش مصنوعی: یکی از آنها به محبت و عشق به پیامبر (ص) دل بسته بود و دیگری به علی (ع) همانند بود.
ببین تا چه رو داد بر خافقین
زپیکار عباس و رزم حسین
هوش مصنوعی: ببین چگونه در آسمان، آثار نبرد عباس و جنگ حسین نمایان شده است.
دل آسمان از نهیب آب شد
زمین همچو دریای سیماب شد
هوش مصنوعی: دل آسمان به خاطر شدت بارش آب به درد آمد و زمین هم به حالت مضطرب و ناراحت مانند دریای ناآرام درآمد.
همه آفرینش شد آسیمه سر
ملایک بگفتند بر یکدگر
هوش مصنوعی: تمام آفرینش به حالت سردرگمی درآمد و فرشتگان با یکدیگر صحبت کردند.
که ایدون بپاشد قوام جهان
نماند نشانی زنام جهان
هوش مصنوعی: اگر این توازن و استواری جهان از بین برود، دیگر هیچ نشانهای از نام و نشان این جهان باقی نخواهد ماند.
سرانگشت حیرت گزان جبرئیل
همی گفت کای کردگار جلیل
هوش مصنوعی: انگشت حیرت فرشتۀ جبرئیل بر دهانش مانده و نمیتواند با خداوند بزرگ صحبت کند.
ندیدم چنین کوشش و کارزار
نه از حمزه نز حیدر تاجدار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به وصف تلاش و جنگیدنی اشاره میکند که نظیر آن را نه از حمزه، عموی پیامبر، و نه از حیدر، یعنی علی (ع) که مشهور به شجاعت و دلاوری است، مشاهده نکرده است. به عبارتی دیگر، شاعر میگوید که چنین تلاشی و نبردی را در میان این دو بزرگوار نیز نمیتوان دید.
که این دو برادر در این دشت کین
کنند ای خدای جهان آفرین
هوش مصنوعی: این دو برادر در این دشت با هم دشمنی میکنند، ای خدایی که جهان را آفریدهای.
گر این هردو نام آور کامیاب
نبودند از تشنه کامی کباب
هوش مصنوعی: اگر این دو نفر مشهور و موفق نبودند، از تشنگی و ناکامی خود به دردسر میافتادند و آسیب میدیدند.
نماندی یکی زنده از این سپاه
دراین روز و این دشت واین رزم گاه
هوش مصنوعی: هیچکس از این لشکر زنده نمانده است در این روز، این دشت و این میدان نبرد.
دریغا که این هردو شیر ژیان
ندارند از تشنه کامی توان
هوش مصنوعی: آه که این دو شیر قوی هیچکدام از گرسنگی و تشنگی نمیتوانند تحمل کنند.