برگردان به زبان ساده
چو شمرش پیاده به هامون بدید
بشد شاد و ازدل خروشی کشید
هوش مصنوعی: وقتی شمر را پیاده در هامون دید، خوشحال شد و از دلش فریادی سر داد.
برآورد او از گواژه زنان
به مارد چنین گفت ای پهلوان
هوش مصنوعی: او از بین زنانی که برآمده بودند، به مارد گفت: ای پهلوان!
چه آمد ترا دار و بردت چشد
همان اسب هامون نوردت چه شد
هوش مصنوعی: چه چیزی بر تو آمد که تو را به چنگ گرفت و برد؟ همان اسبی که تو را در دشت هامون به سرعت میراند، چه بر سرش آمد؟
تو آنی که گفتی سرصد سپاه
به زیر آورم چون شوم رزمخواه
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که گفتی میتوانی با صد هزار لشکر مقابله کنی، وقتی که وارد میدان جنگ میشوی.
کنون از چه از نیزه ی یک سوار
جدا ماندی از اسب آسیمه سار
هوش مصنوعی: اکنون چرا از نیزه یک سوار جدا ماندهای؟ تو که باید به دوش اسب پرشور بنشینی.
پیاده چه جویی دگرکارزار
چه کردی درآندم که بودی سوار
هوش مصنوعی: چرا در کارزار پیاده هستی و به دنبال جنگ دیگری میگردی، در حالی که زمانی سوار و قدرتمند بودی؟
اگر می توانی بدین سوی پوی
برآن رهنوردت زمانی بموی
هوش مصنوعی: اگر میتونی به سمت او حرکت کن، در آنجا کمی به او بگو و راهنماییت کن.
که ایدون از آن نیزه ی شصت بند
بخوابد تنت درکنار سمند
هوش مصنوعی: به نظرت میرسد که این نیزهای با شصت بند، تو را در خواب برباید و بدین ترتیب، بدنت در کنار اسبی آرام بگیرد.
زبیغاره ی شمر شد پر ز شرم
چکید از رخانش همی آب گرم
هوش مصنوعی: چهره شمر به قدری شرمآور و زشت شده که از رویش عرق گرم میچکد.
به لشگر درش بود یک مادیان
سبک پوتر از باره ی آسمان
هوش مصنوعی: در میان لشگری از سواران، یک مادیان سبکوزن وجود دارد که از نظر زیبایی و رفتار، گویی از آسمان فرود آمده است.
مرآن بادپا طاویه داشت نام
بد از مجتبی (ع) سبط خیرالانام
هوش مصنوعی: آن بادپای تیغدار که به نام بدی معروف است، متعلق به مجتبی (ع)، نوه خوبترین انسانهاست.
که او را از آن شه زروی نفاق
به غارت ببردند اهل عراق
هوش مصنوعی: مردم عراق به این بهانه که او از آن پادشاه زیبا روی نفاق است، او را به غارت بردند.
خروشیدمارد سری پر زکین
سوی بنده ی خویش وگفت این چنین
هوش مصنوعی: مادری با دل پر از غم و ناراحتی به سمت فرزندش آمد و به او چیزی را گفت.
که نسپرده ام تا ره هاویه
بیاور به نزدیک من طاویه
هوش مصنوعی: من هیچ چیزی را به کسی نسپردم تا من را به جهنم نزدیک کند.
پرستنده آمد چو باد دمان
بیاورد زی پهنه ی آن زمان
هوش مصنوعی: پرستنده به مانند باد در زمان مشخصی آمد و چیزی را از آن دوران با خود آورد.