برگردان به زبان ساده
به درگاه چارم امام انام
فزون داشت جاه و نکو داشت نام
هوش مصنوعی: در درگاه امام چهارم، مقام و اعتبارش بسیار بالاست و نام خوبی نیز دارد.
چنین گوید آن مرد فرخنده کیش
که روزی بدم نزد مولای خویش
هوش مصنوعی: این مرد خوشخت و با ایمان میگوید که روزی در کنار مولایش نبودهام.
امام چهارم در آن انجمن
زهر در همی راند با من سخن
هوش مصنوعی: امام چهارم در آن جمع زهر را با من گفت و گو می کرد.
درآندم بیامد یکی خردسال
که می ماند خورشید را درجمال
هوش مصنوعی: در آن لحظه، کودکی آمد که جذابیت و زیبایی او، خورشید را تحتالشعاع قرار میدهد.
جوانی رخش همچو مه تابناک
که بودی عبیداللهش نام پاک
هوش مصنوعی: جوانی او مانند ماه درخشان بود و نام نیک او عبیدالله است.
مرآن ناز پرورد خورشید فر
ابوالفضل را بد گرامی پسر
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و ارزش بالای ابوالفضل اشاره دارد و میگوید که او مانند ناز و محبت خورشید است. این عبارت نشاندهندهی احترام و ستایش برای شخصیت و ویژگیهای اوست. به نوعی، شاعر به اهمیت و مقام ویژه او در زندگی و تاریخ اشاره میکند.
خداوند دین سید الساجدین
چو دیدش دل نازکش شد غمین
هوش مصنوعی: وقتی خداوند دین سید الساجدین را مشاهده کرد، دل لطیف او به خاطر این موضوع ناراحت و اندوهگین شد.
همی بر رخ پاک او بنگریست
بمویید و بروی فراوان گریست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و معصومیت چهره محبوبش اشاره میکند. او با نگاهی محو به چهره او، احساساتی عمیق و جدی دارد و این احساسات به قدری شدید است که باعث میشود اشک بریزد. به طوری که جمال و صفای او چنان تاثیرگذار است که موجب گریهی فراوان شاعر میشود.
چو لختی بگریید گفت این چنین
به من آن خداوند دنیا و دین
هوش مصنوعی: چند لحظهای که گریه کرد، گفت: «چرا خداوند دنیا و دین اینگونه با من رفتار میکند؟»
که بر مصطفی (ص) شاه گیتی فروز
نبد هیچ روزی بتر ازدو روز
هوش مصنوعی: هیچ روزی در دنیا برای پیامبر اسلام (ص) سختتر و بدتر از دو روز خاص نبوده است.
نخستین بد آن روز کز کافران
به کوه احد لشکری بی کران
هوش مصنوعی: ابتدا روز سختی بود که کافران با لشکری بزرگ به کوه احد حمله کردند.
همه همعنان گرم کردند کین
بکشتند عم رسول (ص) امین
هوش مصنوعی: همه به همدیگر ملحق شدند و اعلام کردند که کسانی که عموی پیامبر (ص) را کشتهاند، باید مجازات شوند.
دگر روز مرگ پسر عم او
ستوده جوان جعفر نامجوی
هوش مصنوعی: در روز دیگر، مرگ پسر عموی او، جوانی به نام جعفر ستوده خواهد بود.
ولی هیچ روزی نبد سخت تر
زروز حسین (ع) آن شه تاجور
هوش مصنوعی: هیچ روزی به سختی روز حسین (ع) که آن بزرگوار در میدان جنگ و کربلا قرار گرفت، نبوده است.
که درکربلا لشگری رو سیاه
بکشتند آن شاه را بی گناه
هوش مصنوعی: در کربلا، گروهی از سربازان بیرحم، شاه بیگناهی را کشتند و او را به سختی مورد حمله قرار دادند.
پس آنگاه فرمود آن شاه دین
درود از خداوند جان آفرین
هوش مصنوعی: پس از آن، شاه دین فرمان داد که درود و سلام از سوی خداوند جان آفرین برسانند.
به عباس عم من آن تیغ زن
که ناورد چونان پسر هیچ زن
هوش مصنوعی: به عباس که عم من است، آن شمشیرزن که هیچ زنی را مثل پسر خود در میدان نبرد نمیبیند.
به راه برادر ز جان و ز سر
گذشت آن مهین یادگار پدر
هوش مصنوعی: برادر برای من بسیار عزیز است و من همه چیزم را برای او فدای میکنم، حتی جان و سرم را. آن شخص باارزش که یادگار پدر ماست، به خاطر او از همه چیز گذشتم.
به جای دو دست ایزد ذوالجلال
بدادش زیاقوت رخشان دوبال
هوش مصنوعی: به جای دو دست خداوند بزرگ، به او بالهای زیبای یاقوتی داده شد.
بدانسان که بر جعفر پاکزاد
دوبال اززمرد پس ازمرگ داد
هوش مصنوعی: به کسی که از نسل جعفر پاکزاد است، پس از مرگ، دو بال از سنگ زمرد داده شد.
شهیدان همه جاه آن نامدار
کنند آرزو نزد پروردگار
هوش مصنوعی: شهیدان به مقام والایی دست مییابند و در پیشگاه خداوند آرزوهایشان را بیان میکنند.
بر پاکدادار پیروزگر
ابوالفضل را هست جاه دگر
هوش مصنوعی: ابوالفضل، قهرمان و پاکدامن، دارای مقام و منزلت بالایی است.
خدایا مرازو مکن شرمسار
به مهرش دل مرده ام زنده دار
هوش مصنوعی: خدایا، مرا در محضر او شرمنده نکن؛ زیرا دل مردهام را به خاطر محبتش زنده نگهدار.
بکن دیده ام روشن از روی او
سرو پیکرم خاک در کوی او
هوش مصنوعی: چشمانم را از زیبایی چهرهاش روشن کردهام، و بدنم مانند سرو در خاک کوی او قرار دارد.
الا ای سپهدار انصار دین
وزیر و علمدار سالار دین
هوش مصنوعی: ای سنگر دار supporters دین و وزیر و رهبر دین، تو هستی که در این راه هدایتگر و راهنما هستی.