برگردان به زبان ساده
به چرخ ولایت همه ماه نو
روانشان به مهر حسینی گرو
هوش مصنوعی: در دایره سلطنت، همه ماههای نو تحت تأثیر مهر حسینی قرار دارند.
به مردی همه نامور چون پدر
بلی آید از شیر نر شیر نر
هوش مصنوعی: مردانی که به نام و شهرت رسیدهاند، مانند پدرانشان از ویژگیهای برجستهای برخوردار هستند و موفقیتهایشان حاصل نیرومندی و شجاعت آنهاست.
نخستین ابوبکر ناورد خواه
روان شد به میدان به فرمان شاه
هوش مصنوعی: ابوبکر، نخستین فردی که به میدان نبرد رفت، با ارادهای قوی و به دستور پادشاه به میدان جنگ آمد.
رجز خواند و زد خویش را برسپاه
هیاهو در افکند در رزمگاه
هوش مصنوعی: او شعرخوانی کرد و خود را به دشمنان معرفی کرد و در میدان جنگ سروصدا و هیاهو به راه انداخت.
بلرزید از هیبتش دشت کین
پر ازگرد شد چشم چرخ برین
هوش مصنوعی: از شدت ترس و قدرت او، دشت نبرد به لرزه در آمد و آسمان به گشت و افزایش غم و غصه پرداخت.
درآن گیر و دار آن سوار نبرد
بکشت از سپه پنجه و پنج مرد
هوش مصنوعی: در آن آشفتگی و درگیری، آن سوار توانست پنج نفر از سربازان را به قتل برساند.
به ناگه دوتن سوی او تاختند
به شمشیر کین کار او ساختند
هوش مصنوعی: ناگهان دو نفر به سمت او حمله کردند و با شمشیر به خاطر کینهای که در دل داشتند، به او ضربه زدند.
یکی زان دو را زجر بن بدر نام
که بد گوهرش از نژاد حرام
هوش مصنوعی: یکی از آن دو نفر، به نام بدر، مورد سرزنش و عیبجویی قرار میگیرد، زیرا خصلتهای ناپسند او ناشی از ریشهای نادرست و ناپاک است.
دگر بود عبداللهش نام زشت
که بادش عذاب خدا سرنوشت
هوش مصنوعی: دیگر نام عبدالله برای او زشت و ناپسند شده است، زیرا عذاب خدا بر روحش سایه انداخته و زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است.
چو بوبکر شد زین سپنجی سرای
عمر شد در آن پهنه رزم آزمای
هوش مصنوعی: وقتی که ابوبکر به جمع موحدان پیوست، به عرصهای گسترده از تجربهها و نبردها وارد شد.
دو تن مرد پر حیلت و مکر را
که خود کشته بودند بوبکر را
هوش مصنوعی: دو نفر با تدبیر و فریب که خودشان بوبکر را به قتل رسانده بودند.
بکشت و گروهی دگر بی شمار
بیفکند در پهنه ی کارزار
هوش مصنوعی: او عدهای را کشت و گروهی دیگر را بهطور فراوان به میدان جنگ انداخت.
به انجام، زی دار باقی شتافت
ز دیدار فرخ پدر کام یافت
هوش مصنوعی: در پایان شب، با رسیدن به مقصد، از دیدن پدر خوشحال شد و از این دیدار بهرهمند گردید.
پس از وی جوانی محمد به نام
که بودیش دیدار ماه تمام
هوش مصنوعی: پس از او، جوانی به نام محمد وجود داشت که چهرهاش مانند ماه کامل میدرخشید.
به بالا چو آزاد سروی نهان
ازو شادمان مرتضی را روان
هوش مصنوعی: با آرامش و خوشحالی، روح مرتضی به سمت بالا میرود، مانند سروی سرسبز که در خفا وجود دارد.
بجست اذن از شاه و شدسوی جنگ
زمین را به بدخواه دین کردتنگ
هوش مصنوعی: او از شاه اجازه گرفت و به سوی جنگ رفت؛ زمین را بر خلاف دین و خواستههای نیکو تنگ و دشوار کرد.
یکی رزم مردانه ی هولناک
پدید آمد ازوی در آن گرم خاک
هوش مصنوعی: یک نبرد وحشتناک و شدید در دل زمین به وجود آمد که ناشی از نیروی او بود.
که چشم فلک اندر آن خیره گشت
پر از کشته شد سربسر روی دشت
هوش مصنوعی: چشم آسمان از دیدن آن صحنه حیرتزده شد و دشت پر از کشتهها گردید.
بیافکند زان گمرهان پنج صد
که بودند هر به نیروی دد
هوش مصنوعی: از آن کسانی که در گمراهی بودند، پانصد نفر را به دلیلی از قدرت وحشیانهای که داشتند، به کار گرفت.
پس آنهم به گلزار مینو چمید
برباب خود مرتضی آرمید
هوش مصنوعی: سپس او به باغ بهشتی رفت و در کنار رفیق خود، مرتضی، آرام گرفت.
از آن پس به امر شه هر دوکون
به جنگ اندر آمد برادرش عون
هوش مصنوعی: پس از آن، به فرمان پادشاه، برادر عون به همراه او به جنگ رفتند.