برگردان به زبان ساده
بیاراست فرزند پاک بتول
سروبربه دستار و رخت رسول
هوش مصنوعی: فرزند شایسته و پاک حضرت بتول (مریم)، به زیبایی آراسته شده و لباس و تاج پیامبر را بر سر دارد.
نشست از بر اسب فرخ نیا
چو دادار بر کرسی کبریا
هوش مصنوعی: او از روی اسب خوشنیا پایین آمد، مانند خداوندی که بر تخت بلند نشسته است.
برافکند اسب نبی زی سپاه
درآمد به میدان آوردگاه
هوش مصنوعی: اسب پیامبر از سپاه به میدان نبرد آمد و قدرت خود را به نمایش گذاشت.
چو او را بدیدند اهل عراق
نبی (ع) بود گفتی به پشت براق
هوش مصنوعی: وقتی اهل عراق پیامبر (ص) را دیدند، به نظر میرسید که بر پشت براق نشسته است.
وزان پس دردرج گوهر گشود
یکی خطبه چونان که باید سرود
هوش مصنوعی: پس از آن، در دل گنجینهای از جواهرات گشوده شد و یکی خطبهای خواند که همانطور که باید، سروده شد.
بگفتا که ای قوم پرخاشگر
مرا می شناسید جد و پدر
هوش مصنوعی: او گفت: ای گروه خشمگین، آیا مرا میشناسید؟ آیا از جد و پدرم خبر دارید؟
همان بانوی خلد مادر مرا
حسن (ع) نام گستر برادر مرا
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که مادر حسن (ع) همان بانوی بهشتی است و او خواهر برادرش را نام میبرد. به طور کلی، این عبارت به مقام و شخصیت بالا و ویژه مادر حسن (ع) اشاره دارد.
همان جده ام مام پاک بتول (ع)
که کرداو نخست این بهین دین قبول
هوش مصنوعی: من همان مادرم، مریم باکره (ع)، هستم که او نخستین کسی بود که این دین پاک را پذیرفت.
همان حمزه و جعفر اعمام من
همان دودمان نکونام من
هوش مصنوعی: حمزه و جعفر، که عموزادههای من هستند، از همان خانوادهای هستند که ما به آن افتخار میکنیم و نام نیکوی آنها در تاریخ به یادگار مانده است.
ودیگر شناسید کاین برگ و ساز
که هست این زمان پیکرم راطراز
هوش مصنوعی: و دیگر ببینید که این برگ و ساز، که اکنون به عنوان قالب وجود من در آمده است.
ودیگر همین باره ی راهوار
که بر کوهه ی آنم اکنون سوار
هوش مصنوعی: در مورد همین جادهی همواری که اکنون بر بالای کوه آن نشستهام.
همانا ندانید در حق من
چنین گفت پیغمبر ذوالمنن
هوش مصنوعی: پیامبر خدا درباره من چنین گفته است که شما از آن بیخبر هستید.
که باشد مراین نورس خوش سرشت
بزرگ جوانان اهل بهشت
هوش مصنوعی: کسی که درخشش زیبای جوانان بهشتی را دارد، کیست؟
منم عین نور او مرا نور عین
حسین است از من منم از حسین
هوش مصنوعی: من نوری هستم که از او نشأت میگیرد، نور من به عین حسین وابسته است و در واقع، وجود من از حسین است.
اگر بر دل او رسد نیش غم
به جان و تن من رسیده ستم
هوش مصنوعی: اگر غم بر دل او فرود آید، من نیز در جان و بدن خود سختی و ظلم را احساس کردهام.
کنونم که از عمر پنجاه و هفت
به داد و دهش در زمانه برفت
هوش مصنوعی: اکنون که از عمر پنجاه و هفت سال گذشته، من به نوعی با بخشش و کمک به دیگران در این دنیا زندگی کردهام.
آیا تیره دل مردم بد سگال
چه کردم که دانید خونم حلال؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساس بیعدالتی و ستمی که بر او رفته اشاره دارد. او میپرسد که چرا دیگران به او بدگماني دارند و او چه گناهی کرده است که خونش را حلال میدانند. به طور کلی، این شعر نشاندهندهی ناامیدی و رنج شاعر از قضاوت ناعادلانه مردم است.
که را کشته ام من به زخم درشت؟
که درکیفرم زار بایست کشت؟
هوش مصنوعی: من چه کسی را به شدت زخم زدهام؟ که حالا باید به خاطر این کار، خودم در عذاب و عواقب آن قرار بگیرم؟
به جز من نباشد کنون در جهان
کسی پور پیغمبر مهربان
هوش مصنوعی: در حال حاضر تنها من هستم که در این جهان وجود دارم و هیچ کس دیگری از نسل پیامبر مهربان नहीं است.
چو شه کرد حجت به ایشان تمام
بگفتند آن قوم بی ننگ و نام
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه به آنها دلایل و استدلالهای خودش را کامل بیان کرد، آن قوم بی شرم و بی نام و نشان، پاسخ دادند.
که دانیم شاها نژاد تو را
همان دوده ی پاکزاد تو را
هوش مصنوعی: میدانیم ای شاه، نژاد تو از آن نسل پاک و پاکیزه است.
نداریم لیکن زتو باز دست
که تا بر تو ناریم از کین شکست
هوش مصنوعی: ما چیزی نداریم، اما نمیتوانیم از تو دست برداریم، زیرا نمیخواهیم به تو آسیب برسانیم.
ویا سر به فرمان دارای شام
نهی ای خداوند فرخنده نام
هوش مصنوعی: ای خداوند خوشنام، سر را به فرمان کسی در شام که دارای قدرت و مقام است، میسپاری.
بدیشان چنین گفت آن شهریار
که ای دشمنان خداوندگار
هوش مصنوعی: آن پادشاه به دشمنان خود گفت که ای کسانی که با خداوند دشمنی میکنید.
بداندیش مردی تبه روزگار
که نفرین بدو باد از کردگار
هوش مصنوعی: مردی که بداندیش است و در زندگیاش به شکست و ناکامی دچار میشود، باید بداند که نفرین خدا به او خواهد رسید.
مرا خوار خواهد بر خویشتن
و یا کشتنم اندر این انجمن
هوش مصنوعی: مرا در این جمع به حماقت خواهد گرفت و یا اینکه خواهد کشت.
بود تا که شمشیر بردست من
پسندم کجا خواری خویشتن
هوش مصنوعی: تا زمانی که شمشیر در دست من باشد، نباید اجازه دهم که به خودم در جایی خوار و ذلیل شوم.
بود تا که پیچان سنانم به مشت
محال است کارم به بدخواه پشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که شمشیرم را به مشت بزنم، به محال بودن کار من به بدخواهان پشت خواهد کرد.
اگر چند دانم درین کارزار
من و یاوران کشته گردیم زار
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است من و یارانم در این میدان به شدت آسیب ببینیم و جان خود را از دست بدهیم، اما همچنان در این را fight خواهیم کرد.
ولی سرمپیچم ز حکم قضا
به هرچ آن خدا خواست هستم رضا
هوش مصنوعی: هرچند که از سرنوشت شکایت میکنم، اما در نهایت به هر چیزی که خدا بخواهد راضی هستم.
خبر داده جدم رسول امین
که من کشته گردم درین سرزمین
هوش مصنوعی: جد من، پیامبر راستگو، به من اطلاع داده است که من در این سرزمین کشته خواهم شد.
چو من رفتم از این سپنجی سرای
بیاید یکی مرد پاکیزه رای
هوش مصنوعی: وقتی من از این خانهٔ پر از زشتی بروم، فردی با نیت خالص و پاک وارد خواهد شد.
نماند که بدخواه من درجهان
زید زنده جان آشکار و نهان
هوش مصنوعی: کسی که به من بدخواهی میکند، در دنیا باقی نخواهد ماند؛ چه در ظاهر و چه در باطن.