برگردان به زبان ساده
بریر خضیر آن یل سرفراز بیاورد
بیاورد بر داور دین نماز
هوش مصنوعی: برگزارکنندهی دین و عدالت، آن جوان شجاع و با افتخار، آماده است تا برگزاری نماز را به جا آورد.
چنین گفت بد از درود و سلام
که ای تاجور سبط خیرالانام
هوش مصنوعی: بد از سلام و درود گفت که ای سرور فرزند بهترین مخلوق.
بفرمای تا سوی کوفی سپاه
روم ای جهانداور دین پناه
هوش مصنوعی: بیا و فرمان بده تا سپاه روم به سوی کوفه حرکت کند، ای پناهدهنده دین و حاکم جهان.
بسی خوب گفتار نغز آورم
که شاید خروشان به مغز آورم
هوش مصنوعی: من سخنان زیبا و دلنشینی دارم که امیدوارم بتواند تأثیر عمیقی بر افکار و ذهنها بگذارد.
ببخشید دستوری اش شهریار
بر لشگر آمد مرآن نامدار
هوش مصنوعی: بخششی که شهریار به لشگر فرمان داد، به خاطر آن نامدار است.
خدا را چو لختی ستایش نمود
خداوند را هم نیایش نمود
هوش مصنوعی: وقتی که انسان کمی خدا را ستایش کند، باید با دل و جان نیز به او دعا و نیایش کند.
به لشگرگه کوفه آزاد داد
که ای بیوفا قوم ناپاکزاد
هوش مصنوعی: در میدان جنگ کوفه، به افرادی که بیوفا و ناپاک هستند، حرفی زده شد.
بترسید از خشم جان آفرین
همان کردگار جهان آفرین
هوش مصنوعی: از خشم خالق زندگی بترسید، همان کسی که جهان را آفریده است.
همین شد که با او شماراست جنگ
براو برزکین راه بستید تنگ
هوش مصنوعی: در اینجا اتفاقی رخ داده که باعث شده بین شخصی و دیگری درگیری پیش بیاید. در این درگیری، مانع و سختیهایی بر سر راه آنها ایجاد شده است.
پسر دختر شاه بطحا بود
فروغ جهان بین زهرا بود
هوش مصنوعی: پسر دختر شاه بطحا، که روشنایی و بینش جهان را از زهرا دارد.
دراین سرزمین میهمان شماست
به مهمان چنین جوروکین کی رواست؟
هوش مصنوعی: در این سرزمین، مهمان شماست و آیا نسبت به مهمانی که اینگونه رفتار میکند، رواست که چنین رفتاری داشته باشید؟
بگویید بامن که با شاه دین
چه اندیشه دارید دراین زمین
هوش مصنوعی: با من بگویید که در مورد پادشاه دین در این سرزمین چه نظری دارید.
بگفتند با او نبرد آوریم
سر تاجدارش به گرد آوریم
هوش مصنوعی: گفتند که با او جنگ کنیم و تاجدارش را به دام بیندازیم.
ویا سوی کوفه مراو را بریم
به فرزند مرجانه اش بسپریم
هوش مصنوعی: به سمت کوفه برویم و او را به پسر مرجانه بسپاریم.
که هرچ آن بخواهد بدو آن کند
اگر بگسلد یا که پیمان کند
هوش مصنوعی: هر چیزی که خواسته شود با آن انجام خواهد گرفت، چه این که رابطه را قطع کند و چه اینکه همچنان به همکاری ادامه دهد.
به لشگرچنین گفت آن موتمن
بمانید ره بسپرد زی وطن
هوش مصنوعی: آن فرمانده به لشکرش گفت که در این مسیر بایستید و راه را به سمت وطن ادامه دهید.
دل آسوده ماند درآن سرزمین
سر تربت سیدالمرسلین
هوش مصنوعی: دل در آن سرزمین آرام و راحت است که آرامگاه پیشوای پیامبران قرار دارد.
بدو نامه ها بر نوشتید باز
که شاها بیا زی عراق از حجاز
هوش مصنوعی: در نامهها نوشتهاید که ای پادشاه، دوباره به عراق از حجاز بیایید.
که خود پیشوایی نداریم ما
تویی مقتدا و تویی رهنما
هوش مصنوعی: ما هیچ پیشوایی نداریم و تو برای ما راهنما و مقتدای ما هستی.
سزد گر یکی رای فرخ نهی
به مهمانی ما همی رخ نهی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی نظر خوشی دربارهی مهمانی ما بدهی، به سخن زیبا و شاداب بپرداز.
هم اکنون که آن شاه دنیا و دین
به همراه آل رسول امین
هوش مصنوعی: همین حالا که آن پادشاه جهان و مذهب با خانوادهی پیامبر بزرگوار و مورد اعتماد حضور دارند.
شما را به مهمانی از مرز خویش
ره کوفه از مهر بگرفته پیش
هوش مصنوعی: شما را به مهمانی دعوت میکنم و از مرز خود به طرف کوفه راهی شدهام، با عشق و محبت به سوی شما آمدهام.
بدو آب شیرین فرو بسته اید
زعهدی که بستید بگسسته اید
هوش مصنوعی: شما آب شیرین را در او بستهاید، اما از عهدی که بستهاید، پیمان خود را شکستهاید.
برآنید فرزند مرجانه را
همان از خداوند بیگانه را
هوش مصنوعی: به فرزند مرجان توجه کنید، همانطور که به کسی که از خداوند دور است.
نمایید فرمانروا برشهی
کز اوی است فرمان و فرماندهی
هوش مصنوعی: بر قدرتمندان و کسانی که در راس امور قرار دارند، لازم است تا بر کسی حکومت کنند که منبع قدرت و رهبری آنها خود اوست.
مخواهید او را سرافکنده گی
نشاید خداوند را بنده گی
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهید او را خجالت زده ببینید، پس باید بندگی خداوند را بپذیرید.
سخن های شایسته گفتا بسی
نپذرفت گفتار او را کسی
هوش مصنوعی: او سخنانی شایسته و درست گفت، اما هیچکس آن را نپذیرفت و به حرفهایش توجهی نکرد.
چنین گفت آن مهتر تیغزن
که ای بی وفایان پیمانشکن
هوش مصنوعی: آن جنگجوی بزرگ، به افراد بیوفا و پیمانشکن گفت که:
شما را خداوند نفرین کند
به دیگر سر دوزخ آیین کند
هوش مصنوعی: خداوند بدی را بر شما نازل کند و شما را به عذاب سختی مبتلا سازد.
نمودند آن لشگر تیره بخت
بدو بر یکی تیر باران سخت
هوش مصنوعی: لشگری که بدشانس و شوم بودند، با شدت و خشم بسیار به او تیراندازی کردند.
چو این دید آن پیر پیروز روز
بزد بانگ کای لشگر کینه توز
هوش مصنوعی: وقتی آن پیر پیروز روز این را دید، فریادی زد که ای لشگر کینهطلب!
به اندرزتان بی درنگ آمدم
نه سوی شما بهر جنگ آمدم
هوش مصنوعی: من به خاطر نصیحت شما به سرعت نزد شما آمدم و نیامدم که برای جنگ بیایم.
نفرموده جنگم خداوند دین
و گرنه نترسم ز پیکان کین
هوش مصنوعی: اگر خداوند اجازه جنگ را نداده بود، من از تیرهای کینه نمیترسیدم.
وزان پس بیامد برشه بگفت
سراسر سخن ها که گفت و شنفت
هوش مصنوعی: پس از آن، به شاه رفت و تمام سخنانی را که گفته و شنیده بود، به طور کامل بیان کرد.