برگردان به زبان ساده
یکی کودک ازمسلم پاکخوی
به درگه درون بود خورشید روی
هوش مصنوعی: یک کودک با ویژگیهای نیکو و معصوم به درون محفل یا دنیای خاصی وارد شده بود که مانند خورشید درخشان و با شکوه است.
ده ودو بد اززندگی سال او
بدی چون جوانان پر وبال او
هوش مصنوعی: زندگی در سالهای جوانی، شیرینی و نشاط خاصی دارد که پس از آن، باید با چالشها و سختیهای بیشتری روبهرو شد. به نوعی، دوران جوانی ایام خوشی و بالندگی است که پس از آن، مشکلات بیشتری پیش میآید.
به خون پدر تیغ بران گرفت
ره جنگ چو شیر غران گرفت
هوش مصنوعی: در هنگام جنگ، مانند شیر قوی و پرخاشگر، با شجاعت و قدرت به دفاع از پدر و سرزمین خود میپردازد.
چو از دور دارای دینش بدید
به کردار آن خوب رو بنگرید
هوش مصنوعی: وقتی که از دور مذهب آن شخص را دید، به شکل و شمایل آن چهرهی زیبا نگریست.
مراو را به بر خواند و گفت ای پسر
تو را بس بود مرگ فرخ پدر
هوش مصنوعی: او مرا به آغوش خود فراخواند و گفت: ای پسر، برای تو همین کافی است که پدر خود را، که خوشبخت بود، از دست دادهای.
مپیما ره کوشش وکار زار
مکن مادر از مرگ خود داغدار
هوش مصنوعی: نگران نباش و تلاش و کار را رها نکن، مادر، از مرگ خود غمگین نباش.
چو مادرش آواز شه را شنفت
دوید از پس پرده بیرون و گفت
هوش مصنوعی: وقتی مادرش صدای پادشاه را شنید، با شتاب از پشت پرده بیرون دوید و گفت.
که ای پور بشتاب در دشت کین
بکن جان خود برخی شاه دین
هوش مصنوعی: ای پسر، سریعاً به دشت برو و به جنگ بشتاب؛ جان خود را برای پادشاه دین فدای کن.
اگر زنده برگردی ای خردسال
نگردانمت شیر خود را حلال
هوش مصنوعی: اگر تو برگردی و زنده بمانی، ای جوان، من هرگز شیر خود را که حق توست، نادیده نخواهیم گرفت و آن را برای تو حلال میکنم.
شنید این چو کودک به میدان چمید
به رزم سپه تیغ کین برکشید
هوش مصنوعی: این کودک به میدان رفت و در حالی که به بازی و سرگرمی مشغول بود، با شجاعت شمشیرش را از غصه و انتقام بیرون آورد.
زمانی دلیرانه ناورد کرد
بکشت از خسان سپه بیست مرد
هوش مصنوعی: در یک نبرد شجاعانه، جنگجویی به جنگ پرداخت و از میان افراد ضعیف، بیست نفر را از پای درآورد.
بیامد ز پی مهربان مادرش
همی گفت با پور نیک اخترش
هوش مصنوعی: دختری که از محبت و مهربانی مادرش به سوی او آمد، به نیکی و خوشبختی بر او سلام کرد.
که زود ای پسر جان خودکن نثار
مراسرخ رو کن به روز شمار
هوش مصنوعی: ای پسر، زودتر برای من جان خود را فدای کن و در روزهای زندگیات با چهرهای سرخ و شاداب دیده شو.
جوان جنگ می جست تاکشته گشت
تن او به خون اندر آغشته گشت
هوش مصنوعی: جوانی که به دنبال نبرد بود، در نهایت جان خود را از دست داد و بدنش به خون آغشته شد.
بیامد سوی خیمه ی مام باز
شد آن کشته ی خویش را مویه ساز
هوش مصنوعی: به سوی خیمه مادربزرگش آمد و شروع به ناله و گریه برای کشته خود کرد.
خداوند دین سبط خیرالبشر
چو دیدش به مرگ پسر مویه گر
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند به دین پسر خیرالبشر نگاه کرد و متوجه مرگ او شد، دلش به درد آمد و گریه کرد.
سوی او خرامید وبا او بگفت
که ای با غم پور گردیده جفت
هوش مصنوعی: به سمت او رفت و به او گفت: ای کسی که با غم و اندوهی عمیق مواجه شدهای، همراه و همدم من شدهای.
تورا پاک یزدان شکیبا کناد
شود مادر من زکار تو شاد
هوش مصنوعی: خداوند تو را پاک و با صبر قرار دهد و به این ترتیب، مادر من از کارهای تو خوشحال خواهد شد.
به روز جزا دربهشت برین
تو با مادرم بود خواهی قرین
هوش مصنوعی: در روز قیامت و در بهشت، تو همراه مادرم خواهی بود.
چو پیگار آن کودک آمد به سر
گشاد ایزد از باغ مینوش در
هوش مصنوعی: وقتی که کودک پای به سن بزرگسالی میگذارد، خداوند از باغ نعمتهای خود بر او میگشاید.