برگردان به زبان ساده
تو گفتی که بنشست برباد پای
یکی آهنین قلزمی موج رای
هوش مصنوعی: تو گفتهای که نشستهای و قدمهایت مانند آهنی محکم، به تلاطم و نوسان مشغول است.
خدنگی شد از شست یزدان برون
که اهریمنان را کند سرنگون
هوش مصنوعی: نیرو و قدرتی از جانب خداوند به وجود آمد که باعث نابودی و سقوط دشمنان حق شد.
یکی تیغ تیز از نیام خدای
برون جست مردافکن و سرگرای
هوش مصنوعی: تیغ تیز به مانند سلاحی که از غلافش بیرون آمده، در دست جنگجویی قرار میگیرد تا جانها را بگیرد و به رزم بپردازد.
چو شیر خدای آن سر صفدران
بزد خویش را بر سپاه گران
هوش مصنوعی: مانند شیر خدا، آن سرداران دلیر، شجاعت و قدرت خود را بر ارتش بزرگ نشان دادند.
یکی تیغ چون اژدهایش به مشت
که هر کس بدیدش بدو کرد پشت
هوش مصنوعی: مردی شمشیری به دست دارد که بسیار خطرناک و وحشی به نظر میرسد. هر کسی که آن را ببیند، از ترس به او پشت میکند و فرار میکند.
به هر سو که افراشت آن تیغ و چنگ
زدونان تهی کرد زین خدنگ
هوش مصنوعی: به هر سمت که آن شمشیر بلند شد و با چنگ خود به جان مردم افتاد، آنها را از این تیر خالی کرد.
به هر حمله افکند جمعی به خاک
فلک گشت ازتیغ او بیمناک
هوش مصنوعی: در هر یورش، گروهی را به زمین میافکند و آسمان از تیغ او ترسیده است.
گوان را سر از هوش وتن از روان
تهی گشت از بیم آن نوجوان
هوش مصنوعی: گوان، که به نوعی به معنای حیوانی وحشی و با قدرت است، از ترس آن جوان و باصفا بیهوش و بیحرکت شد و جانش را از دست داد.
تن او بار تیغش چو تیغ نیا
بگرداند از خون بسی آسیا
هوش مصنوعی: بدن او مانند تیغی است که به دور خود میچرخد و از خون بسیار، دنیای زیادی را تحت تأثیر قرار میدهد.
چو کردار او منقذ مره دید
پر از خشم لب را به دندان گزید
هوش مصنوعی: وقتی که او رفتار آن شخص را دید، پر از خشم شد و لبش را به دندان گزید.
خروشید و گفتا به لشگر که زن
به است از شمامرد و شمشیر زن
هوش مصنوعی: او فریاد زد و به سپاه گفت که زن بهتر است از مردان و شمشیرزنان.
سپاهی زیکتن چه باید گریخت
زکرداتان آب مردی بریخت
هوش مصنوعی: در برابر لشکر یکتن، چه انتظاری داریم جز این که از کارهای ناپسند آنها فرار کنیم و در عوض، مردانگی و شجاعت را به نمایش بگذاریم؟
گناه شما جمله بر گردنم
زاسبش اگر بر زمین نفکنم
هوش مصنوعی: بار سنگین گناهان شما بر دوش من است، اگر بر زمین نیفکنم، بر من فشار میآورد.
بگفت این و بنهاد جایی کمین
سری پر ز باد ودلی پر زکین
هوش مصنوعی: او این را گفت و جایی را برای کمین آماده کرد، سروی که پر از باد بود و دلی که پر از غم.
چو شهزاده گردید سرگرم جنگ
بدانسو کشیدش اجل پالهنگ
هوش مصنوعی: وقتی شاهزاده به جنگ مشغول شد، ناگهان مرگ او را به سمت خود کشید.
بداختر چو دیوی بجست از کمین
بزد بر سر تا جور تیغ کین
هوش مصنوعی: به ناگهان، چنان که دیوی از مخفیگاه خود بیرون میجهد، با شدت و تندی به حمله میآید و بر دشمنان خود میتازد تا انتقام بگیرد.
به دستار پیغمبر افتاد چاک
بشد تیغ تا جبهه ی تابناک
هوش مصنوعی: به لباس پیغمبر چاکی افتاد و تیغ از آن جدا شد تا بر پیشانی درخشان او بیفتد.
پدید آمد از فرق آن نامور
دگر باره آثار شق القمر
هوش مصنوعی: از سر آن شخصیت برجسته، دوباره نشانههای شقالقمر ظاهر شد.
چو مغز سراز تیغ کین چاک شد
اجل با جوان دست و فتراک شد
هوش مصنوعی: وقتی که مغز در روی تیغ کینه شکافته شد، تقدیر به جوانی که در میدان نبرد است، ضربه زد و او را به سرنوشتش رساند.
از آن زخم رفت از تنش توش و تاب
بخوابید بر یال اسب عقاب
هوش مصنوعی: زخم از بدنش رفته و از شدت درد و آسیب بدون قدرت شده و اکنون دراز کشیده بر روی یال اسب عقاب.
ستام و پر وبال آن تیز گام
شد از خون شهزاده یاقوت نام
هوش مصنوعی: ستام و پر و بال آن پرندهی تندرو به دلیل خونریزی شهزاده یاقوتی رنگ پرواز کرد.
برو یال اسبش چو ابر بهار
ببارید باران زخون سوار
هوش مصنوعی: برو و به یال اسبش مثل بارش باران در بهار برکت ببار، که مانند خون بهای سوار است.
رسیدی چو برخاک خون سرش
دمیدی گل ارغوان از برش
هوش مصنوعی: وقتی به خاک خونین او رسیدی، گل ارغوان از روی آن شکفته شد.
ببرد آن زبان بسته از رزمگاه
علی را همی تابه قلب سپاه
هوش مصنوعی: علی در میدان نبرد توانست با قدرت و شجاعت خود، دشمنان را به عقب براند و تاثیر عمیقی بر روحیه سپاه بگذارد.
نگونش چو دیدند جنگ آوران
گرفتند گردش کران تا کران
هوش مصنوعی: زمانی که جنگجویان، سرنوشت او را دیدند، تمام دور و بر او را احاطه کردند.
به شمشیر وتیر وسنان ستم
زدندش همی زخم بر روی هم
هوش مصنوعی: او را با شمشیر و تیر و سلاحهای تیز آزار و اذیت کردند و زخمهای بسیاری بر بدنش وارد کردند.
شد از زخم پیکان و شمشیر تیز
تن از نازپرورد او ریز ریز
هوش مصنوعی: تنش از زخمهای پیکان و شمشیر تیز آسیب دیده و به خاطر او به تدریج ریز ریز میشود.
به پایان بشد سست دست علی
به خاک اندر افتاد چرخ یلی
هوش مصنوعی: در پایان، قدرت و قوت علی مانند چرخ بزرگی که بر زمین میافتد، سست و ضعیف شد.
شگفتا چرا زین زرین مهر
نشد باژگون از هیون سپهر؟
هوش مصنوعی: عجب است که چرا این مهر طلایی از تأثیرات و تغییرات سختیهای آسمان دگرگون نشده است؟
چو درخاک خفت آن تن چاک چاک
نگشت از چه بگسسته اجزای خاک
هوش مصنوعی: وقتی آن بدن تکهتکه در خاک خوابیده، از چه دلیل اجزای خاکیاش از هم جدا نشدهاند؟
چو آن شیر کوشنده اززین فتاد
به فرخنده باب خود آواز داد
هوش مصنوعی: وقتی آن شیر قهرمان از این میدان جنگ شکست خورد، به دروازه پرخوشحالی خود فریاد زد.
که شاها به بالین پور جوان
بیا تا که نسپرده روشن روان
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به سراغ جوانی بیا که جانش هنوز روشن و پرامید است و به او توجه کن تا از بین نرود.
یکی ای جگر بند ضرغام دین
بیا حال فرزند دلبند بین
هوش مصنوعی: ای شیر دل، برای دین به کمک بیاید و حال فرزند محبوب را ببین.