برگردان به زبان ساده
پس آنگه به بیعت گشادنددست
به دست خدا در نهادند دست
هوش مصنوعی: سپس آنها دستشان را بههم دادند و با دست خداوند بیعت کردند.
شنیدم که افزونتر از صد هزار
نمودند بیعت بدو استوار
هوش مصنوعی: شنیدهام که بیش از صد هزار نفر پیمان وفاداری با او بستند و این پیمان را محکم پایهگذاری کردند.
چو مسلم بدید آن همه اتفاق
زخرد و بزرگ دیار عراق
هوش مصنوعی: وقتی مسلم آن همه اتحاد و همدلی مردم دیار عراق را مشاهده کرد، تحت تأثیر قرار گرفت.
یکی پیک با نامه ی پر نیاز
فرستاد نزد خدیو حجاز
هوش مصنوعی: یک پیامآور با نامهای پر از درخواست، به سمت حاکم حجاز فرستاده شد.
نوشت آن سخن ها که گفت و شنید
وزان بیعت و عهد و پیمان که دید
هوش مصنوعی: او درباره صحبتهایی که گفته و شنیده است، نوشت و به عهد و پیمانهایی که مشاهده کرده است، اشاره کرد.
فرستاده آن نامور نامه برد
به فرخنده پور پیمبر (ص) سپرد
هوش مصنوعی: پیامبری بزرگ و مشهور نامهای را به سوی فرزند خوشبخت و م Adventful فرستاد.
وزین سو چو مسلم به فرمان شاه
گرفت عهد و بیعت زکوفی سپاه
هوش مصنوعی: از این سو، چون مسلم به فرمان شاه وفاداری و بیعتی از سپاه کوفیان گرفت.
خبر گشت نعمان ناپاک رای
که بر کوفیان بود فرمانروای
هوش مصنوعی: خبر به نعمان رسید که او دارای افکار ناپاکی است و بر مردم کوفه سلطنت میکند.
که بر گرد مسلم ز مردان کار
شده انجمن بیش ازصد هزار
هوش مصنوعی: در اطراف پیروان اسلام، گروهی از مردان جمع شدهاند که تعداد آنها از صد هزار نفر هم بیشتر است.
همه سر نهاده به فرمان اوی
دل و جان نموده گروگان اوی
هوش مصنوعی: همه افراد دل و جان خود را به فرمان او سپرده و تسلیم او شدهاند.
زاندیشه نعمان وارونه بخت
بلرزید برخود چو شاخ درخت
هوش مصنوعی: از فکر نعمان، بخت او به شکل عجیبی به تزلزل درآمد و مانند شاخهای از درخت، به خود لرزید.
به سوی پرستشگه آمد زکاخ
شد ازکوفیان تنگ جای فراخ
هوش مصنوعی: شخصی به سوی مکان عبادت رفت، اما از سمت کوفیان به طور ناخواسته در وضعیتی تنگ و محدود قرار گرفت، در حالی که آن مکان به طور طبیعی باید وسیع و باز میبود.
برآمد به منبر رخان پر زچین
یکی خطبه خواند و بگفت اینچنین
هوش مصنوعی: یک نفر بر روی منبر آمد و با ظاهری آراسته خطبهای خواند و چنین سخنانی گفت.
که ای فتنه جو مردمان عراق
ز کژی چو پویید راه نفاق
هوش مصنوعی: ای فردی که در جستجوی فتنه و دسیسه در بین مردم عراق هستی، وقتی که در مسیر انحراف و نفاق حرکت میکنی، به درستی و حقیقت نرسیدهای.
رهی جز ره راستی نسپرید
ازین فتنه انگیختن بگذرید
هوش مصنوعی: در این فتنه، از هر راهی جز راه درست قدم برندارید و از این آشوبها دوری کنید.
چو زین فتنه آگه شودشهریار
بدین مرز لشگر کشد بی شمار
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه از این آشفتگی باخبر شود، به این سرزمین سپاهی بیشمار خواهد فرستاد.
همه بی سر ازتیغ بران شوید
نشان دربر تیر پران شوید
هوش مصنوعی: در این متن به این موضوع اشاره شده است که همه افراد بدون هویت و سرانجام، در شرایطی سخت و خطرناک، مانند تیرهایی که پرتاب میشوند، به سمت هدف پرتاب میشوند و نشانهای از خود بر جای نمیگذارند. این وضعیت به نوعی بیانگر ناپایداری و آشفتگی است که افراد در آن قرار دارند.
من ایدون ستادستم آراسته
همه کار پیکار پیراسته
هوش مصنوعی: من در اینجا ایستادهام و تمام کارها را بهخوبی انجام میدهم و آمادهام برای جنگ.
نبندید پیمان خون ریختن
بهم کیش خویش اندر آویختن
هوش مصنوعی: هرگز به توافقی برای ریختن خون یکدیگر نرسیدید و به اصول خودتان پایبند باشید.
نیوشید پند من و آن کنید
که عهد شه شام را نشکنید
هوش مصنوعی: به سخنان من توجه کنید و به آنچه گفتهام عمل کنید تا پیمان شب را نشکنید.
وگرنه دل ازجان و مال و عیال
ببرید ای فرقه ی بد سگال
هوش مصنوعی: اگر این کار را نکنید، دل از جان، مال و خانوادهتان جدا خواهد شد، ای گروه بداندیش.
سپس سوی کاخ خود آمد دژم
گسسته شکیب و فرو بسته دم
هوش مصنوعی: او با اندوه و بیتابی به کاخ خود بازگشت و در حالی که صبرش را از دست داده بود، نفسش را به سختی فرو برد.
نه با مسلمش تاب پیکار بود
نه با مغز او رای وهش یار بود
هوش مصنوعی: نه با مسلمش قدرت مقاومت در جنگ را داشت و نه با خرد او میتوانست در برابر یار و دوستش به تفکر بپردازد.