برگردان به زبان ساده
به ایوان مختار بردند رخت
که بد دوستدار شه نیکبخت
هوش مصنوعی: رخت را به ایوان مختار بردند چون که به دوستدار شاه نیکبخت تعلق داشت.
گرانمایه مختار روشن ضمیر
به جان و به دل گشت مهمان پذیر
هوش مصنوعی: مرد ارزشمندی به نام مختار، با روحی روشن و دل وسیع، با محبت و مهماننوازی به خانهاش استقبال میکند.
به خاک ره مسلم سرفراز
همی سود او رخ ز روی نیاز
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، کسی که به ایمان و اصول خود پایبند باشد، به خاطر دعا و درخواستهایش از خداوند بهرهمند میشود و از او کمک میگیرد.
که ای راد، عم زاده ی شاه دین
سرافراز و از دوده ی راستین
هوش مصنوعی: ای راد، فرزند عم، پسر پادشاه دین بزرگ و از نسل پاک و معتبر.
چو مینو شد ازفر تو خانه ام
فروغ دگر یافت کاشانه ام
هوش مصنوعی: وقتی که به خانهام زیبایی و نور تازهای بخشیدهای، حال و هوای منزلم به کلی دگرگون شده است.
انوشه زیم زین شرف جاودان
که همچون تویی شد مرا میهمان
هوش مصنوعی: مهمان نازنینی چون تو به خانهام آمده است که شرف و بزرگی بیپایانی دارد.
پس آنگه بیاورد هر گونه چیز
که بد در خور میهمان عزیز
هوش مصنوعی: سپس هر نوع چیزی را که برای مهمان عزیز مناسب باشد، به همراه آورد.
بخوردند شادان و روشن روان
گشاده دل از پوزش میزبان
هوش مصنوعی: مهمانان شاد و با روحیه، با دلهای باز و خوشحال، از مهماننوازی میزبان بهرهمند شدند.
چوشد مسلم آسوده ازرنج راه
درایوان مختار با آب و جاه
هوش مصنوعی: این بیت به معنای آن است که مسلم با آرامش و بدون نگرانی از مشکلات، به سمت ایوان مختار میرود و در آنجا با آب و مقام درست و با احترام پذیرایی میشود.
به یاران ازین راز رفت آگهی
که آمد ز ره ماه چرخ بهی
هوش مصنوعی: دوستان را از این راز آگاه کرد که ماه، از راهی زیبا و دلنشین آمده است.
فروغ رخ او چو بر چرخ هور
به ایوان مختار گسترده نور
هوش مصنوعی: نور چهره او مانند نور خورشید بر آسمان، در محفل مختار پخش شده و فضای آنجا را روشن کرده است.
به کردار دریا که آمد به موج
بزرگان شدندش به در فوج فوج
هوش مصنوعی: وقتی بزرگان مثل امواج دریا به یکدیگر ملحق شدند و به صورت گروهی وارد عمل شدند، قدرت و تأثیر آنها چند برابر شد.
بسودند بر خاک روی نیاز
در پوزش ولابه کردند باز
هوش مصنوعی: آنها با سر بر زمین گذاشتند و به خاطر خطاهای خود عذرخواهی کردند و بار دیگر گریه و زاری کردند.
که نام آورا نیک شاد آمدی
به آرایش دین و داد آمدی
هوش مصنوعی: تو با نام نیک و شاداب، به زیبایی دین و عدالت قدم گذاشتهای.
خداوند دین را به جان بنده ایم
به مهرش دل و جان براکنده ایم
هوش مصنوعی: خداوند دین را در دل بندگانش قرار داده و ما نیز به خاطر محبت او، دل و جانمان را برای او تقدیم کردهایم.
به پیش تو کز شاه پیغمبری
نساییم جز روی فرمانبری
هوش مصنوعی: ما در برابر تو که مانند شاه و پیامبر هستی، جز اطاعت و فرمانبری چیزی نمیتوانیم انجام دهیم.
کنون بازگو چیست فرمان شاه
چه آورده ای نامه زان بارگاه؟
هوش مصنوعی: اکنون بگو که چه دستوری از سمت شاه داری و چه پیامی از آن کاخ به همراه آوردهای؟
یل هاشمی دوده ی سرافراز
عقیلی گهر مسلم رزم ساز
هوش مصنوعی: امتیاز هاشمی، نسل سرافراز عقیلی، دارای ویژگیهای برجستهای در جنگ و مبارزه است.
برآورد آن نامه ی شاهوار
که با او بد از دادگر شهریار
هوش مصنوعی: نامهای با عظمت و پرشکوه که به دست او رسید و از سوی دادگر شهریار خواسته شده بود، از آنجا که آن نامه نشاندهنده قدرت و فرمانروایی شاهانه بود، او را برانگیخت.
درآن نامه بعد ازسپاس و درود
نگارنده اینگونه بنوشته بود
هوش مصنوعی: در آن نامه، پس از سپاس و سلام، نویسنده اینطور نوشته بود.
که هست ازشه این نامه ی نامدار
به نزد بزرگان کوفی دیار
هوش مصنوعی: این نامه معتبر از طرف پادشاه به بزرگان شهر کوفه ارسال شده است.
بدانید ای نامور بخردان
یلان و بزرگان روشن روان
هوش مصنوعی: بدانید ای نیکان بزرگ و فرزانگان، که دارای روحی روشن هستید.
فرستاده گان شما تن به تن
رساندند بس نامه ها نزد من
هوش مصنوعی: فرستادگان شما نامههای زیادی را به من رساندند و هر یک از آنها به تنهایی به من رسید.
درآن نامه ها پوزش آراسته
به لابه مرا سوی خود خواسته
هوش مصنوعی: در آن نامهها با تملق و عذرخواهی، از من خواستهاند که به سوی خود بیایم.
که ما را بود پیشوایی به کار
تو راییم ازجان و دل خواستار
هوش مصنوعی: ما برای تو رهبری داریم و از صمیم قلب و جان، خواهان انجام کارهای تو هستیم.
پذیرفتم آن آرزوی شما
برآنم که آیم به سوی شما
هوش مصنوعی: من قبول کردم که آرزوی تو را برآورده کنم و تصمیم دارم به سمت تو بیایم.
گرانمایه عم زاده ی خویشتن
که بیدار جان است و پاکیزه تن
هوش مصنوعی: عزیز و باارزش، فرزند خودت که دارای روحی بیدار و بدنی پاک است.
ازیدر فرستادمش با شتاب
زمن برشما اوست نایب مناب
هوش مصنوعی: من او را با سرعت فرستادم و حالا او نماینده من در بین شماست.
بود دست من دست آن نامدار
همه گفت من پیش اواستوار
هوش مصنوعی: دست من در کنار دست آن بزرگوار است و همه میگویند من در مقابل او ثابت و استوار هستم.
جز آن ره که فرماید او نسپرید
زپیمان و فرمان او نگذرید
هوش مصنوعی: فقط از راهی که او نشان میدهد پیروی کنید و از پیمان و دستوری که او داده است، تخطی نکنید.
نگارد گر او نامه ای سوی من
که برگرد او گشته اید انجمن
هوش مصنوعی: اگر او نامهای به سوی من بنویسد، برمیگردد و میبیند که پیرامون او جمع شدهاند.
ازیدر سوی کوفه ره بسپرم
یکی ژرف درکارها بنگرم
هوش مصنوعی: من به سمت کوفه میروم و در این مسیر، عمیقاً به کارها و مسائل نگاه میکنم.
کنم هرچه فرمان یزدان بود
دگر هرچه رای رسول آن بود
هوش مصنوعی: هر کاری که از طرف خداوند مقرر شده باشد انجام میدهم و هر چیزی که بر اساس نظر پیامبر باشد نیز پیروی میکنم.
چو آن نامور نامه آمد به بن
مرآن شیر دل کرد کوته سخن
هوش مصنوعی: وقتی آن نامه معروف به بن مران رسید، شیر دل تصمیم گرفت که صحبتش را کوتاه کند.
بزرگان ز شادی فرمان شاه
گرستند و گفتند با اشک و آه
هوش مصنوعی: بزرگان از خوشحالی به فرمان شاه اهمیت دادند و با اندوه و اشک صحبت کردند.
که بادا درود ازجهان آفرین
فزون برشهنشاه دنیا و دین
هوش مصنوعی: درود و سلامی بیپایان از سوی آفریننده جهانی بر پادشاهی که در دنیا و دین مقام والایی دارد.
خوشا خرما بخت بیدار ما
که افتاد با وی سر وکار ما
هوش مصنوعی: چه خوشبختیم که بخت ما بیدار و فعال است و ارتباطی با او داریم.