برگردان به زبان ساده
پس آنگه دوباره به انصار گفت
که راز از شما نیز نبود نهفت
هوش مصنوعی: سپس دوباره به یاران گفت که این راز از شما نیز پنهان نبود.
به هر جا که خواهید زین سرزمین
سپارید ره ای سواران دین
هوش مصنوعی: به هر جایی که میخواهید، از این سرزمین رهسپار شوید، ای سواران دین.
ازیدر سوی بنگه خود روید
نخواهم درین دشت بی سر شوید
هوش مصنوعی: اگر به سوی دیگران بروید، من تصمیم ندارم که در این دشت بدون سر (و بیهدف) زندگی کنم.
چو زینسان شنیدند آزاده گان
همان با گهرها و مه زاده گان
هوش مصنوعی: آزادگان و افراد با اصالت و نجیب، وقتی این موضوع را شنیدند، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتند و واکنش نشان دادند.
سرشک از مژه بررخ افشان شدند
بدو بر همه آفرین خوان شدند
هوش مصنوعی: اشکهایی که از مژهها ریخته میشود، به زیبایی چهره او میافزاید و همه به خاطر او ستایشگر میشوند.
که شاها به پروردگار جهان
که او آفرید آشکار از نهان
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ، به خدایی که جهان را خلق کرده و از رازها خبر دارد، ایمان دارید.
اگر بد کنش آتش افروزدا
به آتش تن و جان ما سوزدا
هوش مصنوعی: اگر او کار بدی کند، آتش خشم خود را بر جان و تن ما بیفروزد و ما را بسوزاند.
نماییم ما مرگ خود آرزوی
زدرگاه تو بر نتابیم روی
هوش مصنوعی: ما آرزو میکنیم که مرگ خود را در پیشگاهی تو بپذیریم و از دیدن تو روی گردان نباشیم.
که ما را بود مرگ خود زنده گی
پس ازمرگ یابیم پاینده گی
هوش مصنوعی: ما در زندگی خود به مرگ میانگاریم که شاید بعد از آن زندگی بهتر و جاودانی را تجربه کنیم.
مبین خار برجان نثاران خویش
مران از بر خویش یاران خویش
هوش مصنوعی: به دیگران زخم و آزار نرسان و دوستان و یاران خود را از خود دور نکن.
کسی کو به دل عشق و مهر تودید
زجان و سر خویشتن پا کشید
هوش مصنوعی: کسی که به عشق و محبت تو دل بسته است، از جان و زندگی خود برای تو میگذرد.
همه جان نثاریم بر گرد تو
سبق خوان عشقیم و شاگرد تو
هوش مصنوعی: ما جان خود را به پای تو فدای کردهایم و در آموختن عشق، شاگرد تو هستیم.
تو استاد عشقی و ما پیروان
به هر سو تو راییم ازپی دوان
هوش مصنوعی: تو در عشق استاد و راهنما هستی و ما پیروان تو هستیم که به هر سو از تو پیروی میکنیم.
تویی مرشد راه و ما رهسپار
تو جانان و ما جملگی جان نثار
هوش مصنوعی: تو راهنمای ما هستی و ما در مسیر تو حرکت میکنیم، معشوق مان هستی و همه ما جان خود را برای تو فدای تو میکنیم.
اگر نز پی کارزار آمدیم
درین دشت بهر چه کارآمدیم؟
هوش مصنوعی: اگر برای نبرد وارد این میدان شدهایم، دلیل حضورمان در اینجا چه چیزی است؟
به عشق تو ای پادشاه امم
گذشتیم از سر در اول قدم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، ای سرور من، از تمام مشکلات و دشواریها عبور کردیم و به نخستین گام رسیدیم.
ز صهبای عشقت چنان بی هشیم
اگر آنکه فرمان دهی خود کشیم
هوش مصنوعی: ما از شراب عشق تو چنان مست و بیخبر شدهایم که اگر تو فرمان بدهی، جان خود را هم خواهیم داد.
وگر سوی آتش بگویی رویم
همه چون سمندر در آن بغنویم
هوش مصنوعی: اگر به سمت آتش بروی، همه ما مانند سمندر در آن آتش خواهیم غلتید و در آن زندگی خواهیم کرد.
دویی از میان رفته و ما و من
بجز تو نبینیم درخویشتن
هوش مصنوعی: هرگونه وجود و هویت جداگانهای به جز تو در ما باقی نمانده است. ما فقط تو را در وجود خود میبینیم و بقیه را فراموش کردهایم.
چه کس آشنا رانده از خانه اش؟
گسسته ز زنجیر دیوانه اش؟
هوش مصنوعی: چه کسی یار و آشنا را از خانهاش دور کرده است؟ که این دیوانه، دیگر زنجیرهای خود را نمیبیند و از آنها رسته است؟
تو دانی که از خویش بیگانه ایم
همه آشنایان این خانه ایم
هوش مصنوعی: میدانی که همه ما از خود واقعیمان دور هستیم و حتی کسانی که به نظر میرسد به ما نزدیکاند، در واقع غریبهاند.
کسی کاندرین خانه بد خانه زاد
برد رسم بیگانه گی را ز یاد
هوش مصنوعی: کسی که در این خانه به دنیا آمده، عادت بیگانه بودن را فراموش کرده است.
درآندم که از برق پیچان سنان
ستاره به میدان نپیچد عنان
هوش مصنوعی: در آن لحظه که ستارهای با درخشش و زیبایی از ساق سنان به سمت میدان میآید، دیگر نمیتوان به عقب برگشت و رکاب زد.
نماییم یکسر به قربانگهت
همه جان خود را نثار رهت
هوش مصنوعی: تمام وجود خود را به پای تو میگذاریم و به قربانگاهت میآییم تا جانمان را در راهت فدای تو کنیم.
برجنگی ما زخون شد چو آل
هم از سم اسبان کین پایمال
هوش مصنوعی: ما از جنگ زخمی شدهایم، همانطور که آل (نسل) هم بر اثر سم اسبان در خون خود غوطهور است.
شود شاد از ما به روز شمار
همان آفریننده ی مور و مار
هوش مصنوعی: خالق مور و مار، روز به روز به خاطر ما شاد خواهد شد.
همه سرخ رو در بر دادگر
برآریم از خوابگاه تو سر
هوش مصنوعی: همه صورتهای سرخ را در برابر قاضی و دادگر از خوابگاه تو بیدار میکنیم.
زکردار ما پاک پیغمبرا
سرافراز گردد به محشر درا
هوش مصنوعی: رفتار و اعمال ما باعث میشود که پیامبر بزرگوار در روز قیامت با افتخار و سربلندی حاضر شود.
زایشان شه دین چو زینسان شنود
بسی آفرین ها به هر یک نمود
هوش مصنوعی: هنگامی که پیامبر بزرگ دین این همه ستایشها را از خود شنید، به هر یک از آنها پاسخ مثبت و سخنان نیکو داد.
چو دید آن خداوند فرخنده پی
که آن سالکان راه کردند طی
هوش مصنوعی: وقتی آن صاحب خوشبختی دید که سالکان چه مسیری را طی کردهاند،
همه غرق یارند و خالی ز خویش
پسندند برجان خود نوش نیش
هوش مصنوعی: همه در عشق محبوب غرق شدهاند و خود را از وجود خویش خالی میدانند. برای آنها، زندگی چون نوشی شیرین و در عین حال، نیشی تلخ است.