برگردان به زبان ساده
چو گردید ازکین چرخ بلند
شه شرق درباختر شهربند
هوش مصنوعی: زمانی که کینه و دشمنی به اوج خود رسید و چرخ فلک تغییر کرد، پادشاه شرق به سمت غرب به قدرت رسید.
جگر گوشه ی سیدالمرسلین
حسین آن جهانداور بی قرین
هوش مصنوعی: حسین، فرزند عزیز پیامبر آخرالزمان، در نظر خداوند به عنوان قاضی و داور بیهمتا شناخته میشود.
برافراشته خرگه اندر نشست
چو بر عرش دادار بالا و پست
هوش مصنوعی: کلبهای که برپا شده، به اندازه عرش خداوند، در آنجا نشسته است، همچنان که بالا و پایین در کنار هم قرار دارند.
سرافراز یاران شه با نیاز
بدو برنیایش نموند ساز
هوش مصنوعی: یاران این پادشاه با نیاز و درخواست خود، همیشه در جستجوی فضل و نعمت او هستند و بر این امر پافشاری میکنند.
به پوزش برآن خداوند دین
بسودند رخسارها – برزمین
هوش مصنوعی: در اینجا به اشاره به افرادی پرداخته میشود که با تواضع و خضوع از خداوند برای دین خود طلب بخشش میکنند، و نشاندهندهی درخواستهای آنان از پروردگار است. این عمل به نوعی بیانگر فروتنی آنها و احترام به خداوند است که در برابر او به خاک میافتند.
چو لختی برآمد –گشود آن جناب
در از پر گهر درج یاقوت ناب
هوش مصنوعی: به محض اینکه مدتی گذشت، آن شخص در را از جواهرات ارزشمند یاقوت خالص باز کرد.
بدانسان کز آن شاه در خورد بود
زمانی جهان آفرین را ستود
هوش مصنوعی: به کسی که با شاه در ارتباط بود، اشاره میکند، آنقدر که روزی جهانآفرین را ستایش کرده است.
نبی (ص)و علی (ع) را ثنا کردساز
پس آنگه به یاران چنین گفت باز
هوش مصنوعی: پس از مدح و ستایش پیامبر (ص) و علی (ع)، به یاران خود چنین گفت:
بدانید و آگاه باشید – هان
که اندر چنین ورطه ای ناگهان
هوش مصنوعی: بدانید و آگاه باشید که در چنین وضعیت خطرناکی ممکن است ناگهان به مشکل برخورد کنید.
مرا روی داده یکی کارسخت
که برمن بگرید ازآن چشم بخت
هوش مصنوعی: برای من پیش آمده است یک مشکل دشوار که به خاطر آن، بخت و اقبال من باید بگرید.
که ای نامداران پاکیزه دین
زجان آفرین برشما آفرین
هوش مصنوعی: ای افراد بزرگ و نیکوکار دین، از جانم برای شما درود و تحسین میفرستم.
ندانم به روی زمین سربه سر
زیاران خود کس وفادارتر
هوش مصنوعی: نمیدانم در دنیای حقیقی چه کسی را میتوان پیدا کرد که به اندازه دوستان خود وفادار باشد.
ندارند دست ازمن این قوم دون
مرا تا نریزند برخاک و خون
هوش مصنوعی: این گروه پست نمیخواهند که دست از من بردارند تا مرا به خاک و خون بکشند.
ولی جز من این لشگر بی شمار
به آزردن کس ندارند کار
هوش مصنوعی: اما جز من، این جمعیت فراوان هیچ کاری به غیر آزار دادن دیگران ندارند.
شما را من ای نامور یاوران
بزرگان و آزاده گان و سران
هوش مصنوعی: شما را ای دوستان مشهور و یاری دهنده بزرگانی چون آزادگان و سران، احترام و ارادت دارم.
تن آزاد کردم ز پیمان خویش
رها ساختم دل ز فرمان خویش
هوش مصنوعی: دل را از زنجیرهای محدودیت آزاد کردم و خود را از هر گونه وابستگی رها کردم.
کشیده است تا شب پرند سیاه
سوی مسکن خود سپارید راه
هوش مصنوعی: پرنده سیاه تا شب پرواز کرده و به سمت خانهاش راهی شده است.
به جمازه ی شب سواری کنید
تن و جان خود را حصاری کنید
هوش مصنوعی: در تاریکی شب سوار بر کمربند شب شوید و به دور خود حفاظی ایجاد کنید.
پس آنگه به فرزند فرمود باز
چراغ سراپرده خاموش ساز
هوش مصنوعی: سپس به پسرش گفت که چراغ چادر را خاموش کند.
از آنرو که درتیرگی شرم نیست
کسی را - زروی کس آزرم نیست
هوش مصنوعی: در تاریکی، هیچکس خجالت نمیکشد و از روی کسی هم عذاب وجدان ندارد.
برآورد از دل جوان آه سرد
همه شمع خرگاه خاموش کرد
هوش مصنوعی: جوان از دل خود آهی بلند کشید که همه شمعها را در خرگاه خاموش کرد.
چو شد جای تیره چراغ وفا
بگشتند برخی به یاد جفا
هوش مصنوعی: زمانی که نور وفا جای خود را به تاریکی داد، عدهای به یاد خیانتها و بدیها افتادند.
گروهی که بودند دنیا پرست
کشیدند از یاری شاه دست
هوش مصنوعی: گروهی از مردم که به دنیای مادی و مسائل دنیوی علاقهمند بودند، حمایت خود را از پادشاه کنار گذاشتند.
بجستند از جای و زان انجمن
برفتند زی بنگه خویشتن
هوش مصنوعی: آنها از جای خود حرکت کردند و از آن جمع دور شدند تا به سراغ خودشان بروند.
برون رفت هر کس که بیگانه بود
بماند آنکه در خورد آن خانه بود
هوش مصنوعی: هر کسی که نسبت به این مکان غریبه و بیگانه بود، از آنجا خارج شد، و تنها کسی ماند که با آن مکان و فضای آن آشنا بود.
چو بیگانه یکران از آنجا براند
خدا خانه با آشنایان بماند
هوش مصنوعی: وقتی که یک غریبه از آنجا برود، خداوند خانه را برای دوستان و آشنایان حفظ میکند.
مقیمان آن خانه با درد و داغ
چو روشن نمودند زان پس چراغ
هوش مصنوعی: ساکنان آن خانه، پس از آنکه با غم و اندوه آشنا شدند، چراغ را روشن کردند.
پراکنده شه دید یاران جمع
به جز چند پروانه بر گرد شمع
هوش مصنوعی: پادشاه مشاهده کرد که دوستانش جمع شدهاند، اما به جز چند پروانه که دور شمع میچرخند، بقیه غایب هستند.
همه شعله ی عشق افروخته
پر و بال خود رابدان سوخته
هوش مصنوعی: همهی عشقها و شور و شوقها مانند یک شعله در آتش سوخته و از بین رفتهاند، به طوری که خود را نیرومند و آزاد احساس نمیکنند و در حال حاضر در حال سوختن هستند.
نه درتن دگر پر پروازشان
نه جز عشق جانان کس انبازشان
هوش مصنوعی: نه در جسم دیگری میتوانند پرواز کنند، و نه کسی جز عشق محبوبشان با آنها همراه است.
همه لعل کان بدخشان عشق
همه پر بهار در عمان عشق
هوش مصنوعی: تمام زیباییها و جواهرات عشق در دل بدخشان درخشان هستند، همانطور که بهار پر رونق در عمان جان میگیرد.
همه عشق بازان آن شهریار
زخود بی خبر محو دیدار یار
هوش مصنوعی: همه عاشقان آن فرمانروای عشق، غافل از خود هستند و در تماشای محبوب غرق شدهاند.
همه دشمن شوکت و شان و فر
همه جان فروشان ز پا تا به سر
هوش مصنوعی: همه کسانی که به عظمت و مقام تو حسادت میکنند، از جانفروزان و افرادی که جانشان در خطر است، تمام وجودشان را تحت تأثیر قرار دادهاند.
همه میگساران پیمانه نوش
درون ها پر از راز و لب ها خموش
هوش مصنوعی: همه کسانی که مینوشند، دلی پر از راز دارند اما لب هایشان سکوت کرده است.
سپهر فنا را همه آفتاب
میان خالی از خویشتن چون حباب
هوش مصنوعی: جهان فانی مانند حبابی است که در آن آفتاب وجود دارد، اما این آفتاب به تنهایی و بدون خودخواهی در آن جای دارد.
همه دل نشان کرده و جان و سر
بر ناوک مرگ و تیغ خطر
هوش مصنوعی: همه به مرگ و خطر نزدیک شده و با تمام وجود آمادهاند.
خداوند آن بنده گان را چو دید
به پاکیزه دیدارشان بنگرید
هوش مصنوعی: خداوند وقتی بندههای خود را میبیند، به نیکی و پاکی چهرههای آنها نگاه میکند.
همه خویش را دید از رویشان
برون کرده سر از بن مویشان
هوش مصنوعی: همه افرادی که با آنها مرتبط بود از چهرهشان دور شده و تنها به یک بند موی آنان نظر میکند.
به چشم نهان هر قدر بنگرید
درون و برونشان پر از خویش دید
هوش مصنوعی: هرچقدر که به چشمان پنهان آنها نگاه کنی، درون و بیرونشان چیزی جز خودشان نمیبینی.
بلی! ما و من ازمیان چون رود
شوی تو همه اوی و او تو شود
هوش مصنوعی: بله! ما و تو از هم جدا نیستیم، همانطور که رودخانه هر چه در خود دارد، در جریانش به هم میپیوندد و در نهایت همگی با هم یکی میشوند.
تهی کاخ دل چو ز شیطان شود
درآن جا خداخانه یزدان شود
هوش مصنوعی: وقتی که دل از مشکلات و وسوسههای شیطانی خالی شود، در آن فضا محبت و حضور خداوند جایگزین میشود.
از آن پس که آن آزمون کردشان
ستود و نوازش فزون کردشان
هوش مصنوعی: پس از آنکه او آنها را مورد آزمون قرار داد، از آنها ستایش کرد و با محبت بیشتری با آنها رفتار کرد.
پی حکمتی پس چنین گفت باز
به هاشم نژادان شه سرفراز
هوش مصنوعی: به دلیل وجود یک دلیل مهم، شاه سرفراز این سخن را دوباره به هاشمنژادان میگوید.