برگردان به زبان ساده
تا ابروی تو بدلربائی
انگشت نمای چون هلال است
هوش مصنوعی: ابروی تو به قدری زیبا و دلربا است که مانند هلال ماه جلوهگری میکند و همه را به خود جلب میکند.
دارد ز جمال تو خجالت
خورشید که مظهر جمالست
هوش مصنوعی: خورشید از زیبایی تو شرمنده است، زیرا تو خود تجلی زیبایی هستی.
ای از تو جهان حسن آباد
ایزد همه حسنها ترا داد
هوش مصنوعی: ای که به خاطر تو تمامی حسنها و زیباییها در جهان به وجود آمدهاند، بدان که همه این زیباییها به تو بخشیده شده است.
از عین کمال در امان باد
حسنت که بغایت کمال است
هوش مصنوعی: زیبایی تو به اندازهای کامل است که از عین کمال دور باشد و در امان بماند.
یک صبحدم ای نسیم خوشبوی
بگذر بسوی نگار و بر گوی
هوش مصنوعی: ای نسیم خوشبو، در صبح زود به سوی محبوبم بگذر و پیغام مرا به او برسان.
کز مویه تنم شدست چون موی
وز ناله زار همچو نال است
هوش مصنوعی: آنگونه که از ناله و گریهام در مییابید، تنم به زاری و اندوهی عمیق دچار شده است. صدای نالههای من به شکلی است که گویی در حال زاری از درد و رنج هستم.
مائیم ز عشقت ای پریوش
با چشم و دلی پر آب و آتش
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو هستیم، ای زیبا، با چشمی پر از اشک و دلی مملو از شور و شوق.
از هجر تو نیست زندگی خوش
باز آی که نوبت وصال است
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برایم خوشایند نیست، پس برگرد که زمان وصال فرا رسیده است.
دل کز تو صبور گشت یارا
دل نیست که هست سنگ خارا
هوش مصنوعی: دل از تو صبور و آرام شده، اما این دل نیست که بتواند به سادگی سنگی سخت و بیاحساس باشد.
گر هست ترا شکیب ما را
باری ز تو صابری محال است
هوش مصنوعی: اگر تو صبر و تاب داشته باشی، ما از تو انتظار صبر داریم که غیر ممکن است.
گفتیم خیال چون تو ماهی
بینیم بخواب گاهگاهی
هوش مصنوعی: ما گفتیم وقتی به خواب میرویم، خیال تو را مانند ماهی میبینیم که در خواب عمیق است.
لیک از غم چون تو دلپناهی
خواب آیدم این هوس خیال است
هوش مصنوعی: اما وقتی که از غم فرار نمیتوانم کنم، خواب به سرم میآید و این فقط بخشی از خیال و آرزوهاست.
گر ابن یمین ز عشق رویت
بر باد شود چو خاک کویت
هوش مصنوعی: اگر عشق چهرهات جانم را به باد دهد، مثل خاکی که در کوی توست، چه باک.
بیرون نپرد ز دام مویت
مرغ دل او که بسته بال است
هوش مصنوعی: مرغ دل او که به دام مویت گرفتار شده، هرگز نمیتواند از آن آزاد شود.