برگردان به زبان ساده
در عشق تو ای صنم چنانم
کز هستی خویش در گمانم
هوش مصنوعی: در عشق تو، ای زیبا، به گونهای هستم که گویی از وجود خودم بیخبرم.
هر چند که زار و ناتوانم
گر دست دهد هزار جانم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بسیار ضعیف و ناتوانم، اگر فرصتی فراهم شود، تمام وجودم را فدای تو میکنم.
در پای مبارکت فشانم
هوش مصنوعی: من در برابر تو، عشق و احترام خود را نشان میدهم و زیارتت را ارج مینهم.
کو بخت که از سر نیازی
در حضرت چون تو دلنوازی
هوش مصنوعی: کسی که به اندازهی تو دلنوازی و مهربانی دارد، بختی که از روی نیاز به او نزدیک شود، کجاست؟
معروض کنم نهفته رازی
هیهات که چون تو شاهبازی
هوش مصنوعی: میخواهم اشارهای به رازی بکنم که هرگز نمیتوان آن را فاش کرد، زیرا تو به قدری بزرگ و شگفتانگیز هستی که هیچ چیزی نمیتواند به پای تو برسد.
تشریف دهد بآشیانم
هوش مصنوعی: لطفاً به خانهام بیایید.
هر چند ستمگری ترا خوست
کم کن ز بدی که آن نه نیکوست
هوش مصنوعی: هرچند که تو مجبور به ستم کردن باشی، باید سعی کنی از بدیها کاسته و در کارهایت نیکو باشی، زیرا این رفتار نیکوست.
گر آنکه دلت ز آهن و روست
آخر بسرم گذر کن ایدوست
هوش مصنوعی: اگر دل تو از جنس آهن و سنگ است، باز هم بیمحابا به من بگو که دوستت دارم.
انگار که خاک آستانم
هوش مصنوعی: انگار که به پای درگاهم افتادهاید و غم و اندوه من را درک میکنید.
گفتم که چو کشتیم بزاری
زین پس ره مرحمت سپاری
هوش مصنوعی: گفتم وقتی که یک باغ پرورش دادیم، از این پس مسیر محبت را به ما میسپاری.
بر دل رقم وفا نگاری
تو خود سر وصل ما نداری
هوش مصنوعی: تو خوشنویسی وفا را بر دل من نقش میزنی، اما خودت هیچ ارتباطی با ما نداری.
من عادت بخت خویش دانم
هوش مصنوعی: من خود را به سرنوشت و شانس خود عادت کردهام.
ای بسته کمر ز دور و نزدیک
بر هیچ بخون ترک و تازیک
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر دقت و مواظبت خود، از هر سو حوادث را کنترل کردهای، در هیچ حالتی به خودت اجازه نده که به خونریزی و خشونت دامن بزنی.
وز مسکن اخلص الممالیک
کر خانه محقرست و تاریک
هوش مصنوعی: در خانهای که پادشاهان واقعی در آن سکونت دارند، جایگاه و وضعیت به شدت ساده و تنگ است و نور کمی در آن وجود دارد.
بر دیده روشنت نشانم
هوش مصنوعی: من نشانی از عشق و محبت بر چشمان درخشان تو میگذارم.
من از تو بجز وفا نجویم
بیرون ز گلی وفا نبویم
هوش مصنوعی: من جز وفا و loyalty از تو چیزی نمیخواهم، و نمیتوانم از گلی به نام وفا خارج شوم.
الا ره بندگی نپویم
اسرار تو پیش کس نگویم
هوش مصنوعی: به جز راه بندگی، به هیچ چیز دیگری نمیپردازم و رازهای تو را پیش کسی نمیگویم.
اوصاف تو پیش کس نخوانم
هوش مصنوعی: من ویژگیهای تو را برای کسی بیان نخواهم کرد.
نه مهر بمهر تو فزودیم
گیرم نه در وفا گشودیم
هوش مصنوعی: من نه به محبت تو افزودهام، نه در وفا کم گذاشتهام.
نه بود هر آنچه مینمودیم
آخر نه من و تو دوست بودیم
هوش مصنوعی: هرچه که به نظر میرسید، حقیقت نداشت؛ در نهایت، ما نمیتوانستیم دوستان واقعی هم باشیم.
عهد تو شکست و من همانم
هوش مصنوعی: عهد تو را شکست و من هنوز همان آدم سابق هستم.
گر سر ببری بتیغ تیزم
از کوی وفات بر نخیزم
هوش مصنوعی: اگر سرم را با شمشیر تیز هم ببرند، از کوی محبوبم پا نخواهم برداشت.
ور زانکه کنند ریز ریزم
من مهره مهر تو نریزم
هوش مصنوعی: اگر به من آسیب برسانند، من هرگز محبت تو را فراموش نخواهم کرد و محبت تو را از دست نمیدهم.
الا که بریزد استخوانم
هوش مصنوعی: مرا بس که استخوانهایم از درد و رنج بریزد.
آنها که نشان عشق جویند
جز راه رضای حق نپویند
هوش مصنوعی: افرادی که به دنبال عشق و محبت هستند، تنها راهی را میپیمایند که موجب رضایت خداوند شود.
خاک من زار چون ببویند
گر نام تو بر سرم بگویند
هوش مصنوعی: وقتی خاک من را استشمام کنند، اگر نام تو را بر سرم بگویند، احساس غم و اندوه بیشتری به من دست میدهد.
فریاد بر آید از روانم
هوش مصنوعی: از عمق وجودم صدایی بلند میشود.
گر غمزه تو زند به تیرم
ور زلف تو در کشد بقیرم
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو با ناز به من اشاره کند، یا اگر زلف تو به دور من پیچیده شود، من در هر حال دلی آسوده نخواهم داشت.
یکدم نبود ز تو گزیرم
من ترک وصال تو نگیرم
هوش مصنوعی: من حتی لحظهای نمیتوانم از تو دور باشم و بدون وصال تو را رها نخواهم کرد.
الا بفراق جسم و جانم
هوش مصنوعی: جز به جدایی روح و جسمم نمیاندیشم.
گر بگذردم به پیش خیلی
هر یک بصفا به از سهیلی
هوش مصنوعی: اگر از کنار آدمهای نیکو بگذرم، هر یک از آنها به مراتب بهتر از یک شخص معروف و زودجوش مثل سهیل است.
از تو نکنم بغیر میلی
مجنونم اگر بهای لیلی
هوش مصنوعی: اگر غیر از تو کسی را نپرستم، این به خاطر دیوانگی من است، چرا که عشق لیلی برای من ارزش دارد.
ملک عرب و عجم ستانم
هوش مصنوعی: من حکومت بر عرب و عجم را به دست میآورم.
گفتم صنما در آرزویت
آشفته و تیره دل چو مویت
هوش مصنوعی: به او گفتم ای محبوب، من همواره در آرزوی تو آشفته و ناراحت هستم، درست مثل اینکه دل من به هم ریخته و تاریک است مانند موهای تو.
هر چند نمیرسد بکویت
شب نیست که در فراق رویت
هوش مصنوعی: هر چند که به سراغت نمیتوانم بیایم، اما شبهایی که بدون دیدن رویت سپری میشود، وجود ندارد.
زاری بفلک نمیرسانم
هوش مصنوعی: من از درد و رنج خود به آسمان شکایت نمیکنم و احساساتم را به آنجا نمیبرم.
ای وصل تو اصل شادمانی
دامن بفراق جاودانی
هوش مصنوعی: تو سبب اصلی خوشبختی هستی و جدایی از تو، درد و ناراحتی همیشگی است.
بر ابن یمین چه میفشانی
هر حکم که بر سرم برانی
هوش مصنوعی: ای ابن یمین، چه بر من روا میداری؟ هر آنچه حکم میکنی بر سر من میآوری.
سهلست ز خویشتن مرانم
هوش مصنوعی: راحت است که خود را از خود دور نکنم.