هر که در عالم رندی قدمی رفته بود
هیچ زاهد نتواند که بنازد بروی
زو فره می نتوان برد ولی وقت سپرد
دنبه بگذارد و به نیز گدازد بروی
گر بزرگی کند اندر نظرش حاتم طی
سر بپاشندگی خرده فرازد بروی
سکه داری که چنین است سترک و روشن
خرقه رندوشی نیک برازد بروی
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر که در عالم رندی قدمی رفته بود
هیچ زاهد نتواند که بنازد بروی