برگردان به زبان ساده
از من که میبرد سوی دستور خافقین
رمزی در آن شکایت ایام منطوی
هوش مصنوعی: من از این که به سوی قوانین آسمانی میروم، شکایتی از روزگار پنهان دارم.
والا علاء دولت و ملت محمد آنک
لطفش شکست رونق اعجاز عیسوی
هوش مصنوعی: علی و مقام و حکومت محمد بسیار بلند است و لطف او باعث شد که جاذبهی معجزهی عیسی در هم شکسته شود.
خورشید چون به سایهٔ رای وی اندر است
دارند اخترانش مسلم به خسروی
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر نور و گرمایش، مانند سایهای که بر افلاک میافکند، ستارهها را در دایرهٔ خود نگاه میدارد و این موضوع برای آنها حقیقتی مسلم به شمار میرود.
کلک ضعیف اوست که محکم میان ببست
تا رسم ملک و قاعدهٔ دین کند قوی
هوش مصنوعی: قلم ناتوان او به گونهای محکم بسته شد که اصول پادشاهی و قواعد دین را قویتر از قبل به نمایش بگذارد.
هستند گاه بخشش و کوشش غلام او
حاتم به زرفشانی و رستم به پهلوی
هوش مصنوعی: در برخی مواقع، بخشش و تلاش برای خدمت به دیگران از ویژگیهای افرادی مانند حاتم طائی و رستم است که در کنار هم قرار میگیرند.
پیکان او ز جوشن پولاد بگذرد
چون سوزن فسان زده از لابهلا جوی
هوش مصنوعی: پیکان او مانند یک سوزن که از میان آب میگذرد، به آسانی از زرهی آهنین عبور میکند.
گوید بدو که ابن یمین را شکایتی است
در بندگیت عرضه کنم بو که بشنوی
هوش مصنوعی: به او میگوید که من شکایتی از ابن یمین دارم که میخواهم در مورد بندگیات به تو بگویم تا تو آن را بشنوی.
آخر روا بود چو منی را که گاه نطق
روح الامین سزد بر سیلی و پیروی
هوش مصنوعی: در نهایت، آیا درست است که فردی مثل من، گاهی اوقات باید ندای الهی را فراموش کند و فقط از احساسات و خواستههای خود پیروی کند؟
نظمی چو آب ز آتش طبعم روان شده
خواهی قصیده خواه غزل خواه مثنوی
هوش مصنوعی: شعری که من سرودهام مانند آب است که از آتش درونم جاری شده است. حالا میخواهی شعر بلند باشد، یا شعرهای کوتاه، یا به صورت دو خطی باشد، فرقی نمیکند.
در کام من دمی به صفت سحر سامری
در دست من خطی به خوشی نقش مانوی
هوش مصنوعی: در لحظهای که لذت میبرم، مانند سحر و جادو، خطوطی زیبا و خوشایند در دستم وجود دارد که مرا به یاد زیباییهای مانوی میاندازد.
در زیر طاق گنبد فیروزه هر که دید
لب برگشاد و گفت چرا بسته چون خوی
هوش مصنوعی: زیر گنبد آسمان فیروزهای، هر کسی که به آن نگاه کرد، دهانش را باز کرد و گفت: چرا مثل خوی (دل) بسته شده است؟
اکنون که شد شکفته ز فیض سحاب لطف
صد گونه گل به گلشن اقبالت از نوی
هوش مصنوعی: اکنون که به لطف باران، انواع گلها در باغ اقبال تو شکوفا شدهاند.
از دور چرخ هست پریشان دلم چنانک
افتاد یک دو جای مرا نا روا روی
هوش مصنوعی: از دور، دلم به خاطر مشکلات و آشفتگیهایم پریشان است، به گونهای که احساس میکنم یک بار در دو جا به من ظلم شده است.
خوشگوی بلبلی چو من آخر دریغ نیست
در گوشهٔ قفص شده ناکام منزوی
هوش مصنوعی: بلبل خوشخوانی مانند من در گوشه قفس گرفتار و ناامید است، که جای تأسف دارد.
کیوان مهابتی چو تو برجیس منظری
بهرام صولتی تو و خورشید پرتوی
هوش مصنوعی: تو مانند کیوانی با زیبایی و شکوه، که مانند بهرام، قدرت و جلالی خاص داری و همچون خورشید، روشنی و درخشش تو بر دلها میتابد.
یک ره نظر به ابن یمین کن که گفتهاند
از هیچ تخم نیک بر بدبند روی
هوش مصنوعی: به دقت به سخنان ابن یمین توجه کن، چرا که گفتهاند هیچ چیز خوبی از بدی به وجود نمیآید.
بادا بقای عمر تو تا جاه اخروی
حاصل کنی به واسطهٔ مال دنیوی
هوش مصنوعی: باشد که عمر تو پایدار بماند تا بتوانی با استفاده از مال دنیا، مقام و جایگاه خوبی در آخرت کسب کنی.