ای دل ز پی جهان چه پویی
وز زحمت جسم و جان چه جویی
گر خار بگیردت سر دست
بگذر ز گل ای فلان چه بویی
رو دست تهی چو گربه می لیس
چون سگ پی استخوان چه پویی
چون بر تو نفس همیشمارند
بی فکر مگو هر آنچه گویی
رو پردهٔ دل بشوی ای شیخ
این خرقه و طیلسان چه شویی
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.