برگردان به زبان ساده
گاه آن باشد که باشم پای بر جا همچو قطب
آسمان آخر چو خود سرگشته تا کی داردم
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است که محکم و ثابت بایستم، مثل قطب آسمان، اما در نهایت با توجه به سرگشتگیام نمیدانم تا کی میتوانم این حال را ادامه دهم.
گرچه گردون اینزمان یکسر سخن با من گذاشت
زان چه حاصل چون زمانی بیسخن نگذاردم
هوش مصنوعی: هرچند که آسمان این زمان همه توجهاش به من است، اما به چه کار آید این توجه، وقتی که من در زمانی بیخبر از همه چیز بودم؟
در کفم روزی نبیند کس وجوه یک شبه
با همه گو هر که ابر دیدگان میباردم
هوش مصنوعی: هیچ کس در دست من روزی نخواهد دید، حتی اگر بگویم هر کسی که ابر اشکهایم را دید، من شبانه همه چیز را از دست میدهم.
نه چرا از فقر نالم چون خرد فلاح وار
تخم صبر اندر زمین پاک دل میکاردم
هوش مصنوعی: من چرا از فقر و تنگدستی شکایت کنم، در حالی که چون کشاورزی دانا، دانههای صبر را در دل پاک خود میکارم؟
تلخ تخمی کشت و دادم آب شور از دیده اش
لیک میدانم که شیرین میوهای بار آردم
هوش مصنوعی: من بیثمر گیاهی را کاشتم و از چشمانم اشکهای تلخ ریختم، اما میدانم که در نهایت، میوهای شیرین خواهم برداشت.
بس که گردون را خوش آمد شربت گفتار من
در گلاب دیده هردم چون شکر آغاردم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و لذت بخش بودن کلام من، هر زمان که از دیدهام برمیخیزد، همچون شربتی شیرین و خوشمزه به دنیا آورده میشود.
دائم از روباه بازی خواب خرگوشم دهد
لیک در رخ شیروش در کین دل بگذاردم
هوش مصنوعی: من همیشه در خواب خرگوشی به بازیهای زیرکانه روباه دچار میشوم، اما در چهره شیر، کینهام را در دل نگه داشتهام.
هیچ دانی کز چه عیبم گشت گردون کینه ور
زانکه چون ابن یمین ز اهل هنر پنداردم
هوش مصنوعی: آیا میدانی که چه عیبی از من باعث شده که زمانه با من دشمنی کند؟ زیرا من خود را مانند ابن یمین، اهل هنر و استعداد میدانستم.
گرچه دارم نطق عیسی لیک بهر مصلحت
گشتهام راضی کزین کون خران انگاردم
هوش مصنوعی: هرچند که من توانایی سخن گفتن مانند عیسی را دارم، اما به خاطر مصلحت و هدفی بزرگتر به آرامی و سکوت رضایت دادهام تا در این دنیای پر از نادانی خود را از مشاجره و جدل دور نگهدارم.