برگردان به زبان ساده
گر بدست آید مرا در تیه حیرت یک جوین
قانعم منت پذیر از من و از سلوی نیم
هوش مصنوعی: اگر در دل این بیخبری و حیرت به دستم بیفتد حتی یک لقمه نان، من راضیام و از تو و از مرغ صالح نیز چیزی نمیخواهم.
ور پلاسی باشدم از نقش منت بی علم
طالب دیبای چین و اطلس و خارا نیم
هوش مصنوعی: اگر من به زیبایی و ظرافتی چون پارچههای چینی و اطلس و سنگهای قیمتی دست یابم، اما بدون علم و دانایی باشم، نمیتوانم به ارزش واقعی آنها پی ببرم.
دم فرو بستم بکلی از مدیح و از غزل
بشنو از من کز چه معنی در پی اینها نیم
هوش مصنوعی: من از گفتن مدح و غزل کاملاً خاموش شدم، بشنو که من به چه دلیلی دنبال این چیزها نیستم.
از کسی لطفی نمی بینم که گویم مدح او
بر جمال دلبری هم عاشق و شیدا نیم
هوش مصنوعی: من از کسی محبت و نیکی نمیبیند که بخواهم او را ستایش کنم، چرا که خودم نیز مجذوب زیبایی محبوبم هستم.
نوبهار شادمانی و گل عشرت نماند
بلبلم اندر خزان غم از آن گویا نیم
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که فصل بهار با شادابی و گلهای خوشبو دوران خوشی به همراه دارد، اما بلبل، که نمادی از عشق و سرودن است، در فصل خزان و در میان غم و اندوه، از این شادی بیبهره است. به عبارت دیگر، زیبایی و خوشیها نمیمانند و بلبل در غم و اندوه به سر میبرد.
چون بود در کنج خلوت فکر بکرم همنشین
راست گو ابن یمین در جنت المأوا نیم
هوش مصنوعی: وقتی که در گوشهای تنها به فکر فرو میروم، همنشینی راستگو و درستکار دارم که میتواند به من الهام ببخشد و بهشتی از اندیشهها را برایم فراهم کند.