برگردان به زبان ساده
سرگشته بهر دانه چه باشم چو آسیا
آمد بسان قطب گه آرمیدنم
هوش مصنوعی: من در جستجوی یک هدف و نعمت هستم، اما مانند آسیایی هستم که در راهی چرخیده و در چرخش زندگی در حال گیجی هستم. در این مسیر، گاه منسجم و گاه آشفته به سر میبرم.
تا چند باشم ایفلک دون ز جور تو
بهر دو نان بخدمت دونان دویدنم
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر ستم تو، در پی روزی دو نان به زحمت بیفتم و خدمتگذاران پست را دنبال کنم؟
خاک ار خورم بهست زمانی هزار بار
کانرا باب روی بباید خریدنم
هوش مصنوعی: اگر خاک را هزار بار بخورم، بهتر از آن است که برای خریدن زیبایی صورت او، شائبهای به دل راه دهم.
گر لحم طیر میخورم از دست سفلگان
چون شحم حنظلست بگاه چشیدنم
هوش مصنوعی: اگر از دست انسانهای پست و کمارزش، گوشتی همچون گوشت پرندگان بخورم، مانند چربی و تلخی هندوانه است که وقتی میچشم، احساس بدی به من دست میدهد.
خاطر ملول گشت مرا ز انتظار انک
تا کی بود بحضرت سلطان رسیدنم
هوش مصنوعی: دل من از انتظار ملاقات با سلطان خسته و ناراحت شده است. نمیدانم تا کی باید صبر کنم تا به حضور او برسم.
حقا که ملک شاه نیرزد بجملگی
گفتار سرد حاجب و دربان شنیدنم
هوش مصنوعی: واقعاً ارزش ندارد که تمام صحبتهای سرد و بیروح حاجب و دربان را بشنوم و از این پادشاه برخوردار باشم.
عنقا صفت بگوشه عزلت شدم که نیست
چون مرغ خانگی سرخواری کشیدنم
هوش مصنوعی: به دور از جمع و خلوت نشستهام مانند پرندهای نادر، چرا که من شبیه مرغهای خانگی نیستم که برای غذا و آسایش زندگی کنند.