برگردان به زبان ساده
خردم راه قناعت بنمود از سر لطف
جز بر آنراه که او گفت قدم ننهادم
هوش مصنوعی: عقل و هوش من به من نشان داد که از روی محبت، تنها باید در مسیری که او (خدا) گفته قدم بردارم و در غیر از آن راه، قدم نمیگذارم.
منم آن آب قناعت زده بر آتش حرص
که سراسر کره خاک نماید بادم
هوش مصنوعی: من آن آبی هستم که با قناعت بر آتش حرص میزنم و میتوانم整个 زمین را به باد بدل کنم.
شد چو طفلان دلم از محنت شاگردی سیر
ز آنزمان باز که پیر خردست استادم
هوش مصنوعی: دل من مانند کودکان بیدغدغه شده و خسته از رنجهای یادگیری. از زمانی که استاد حکیم و دانا، پیر دانایی، به من آموخت.
خالقم را شده ام خادم از اخلاص چنان
که ز مخدومی مخلوق نیاید یادم
هوش مصنوعی: من به خاطر اخلاص و وفاداریام به خالق، خود را خدمتگزار او میدانم به گونهای که حتی از مخلوق یاد نمیکنم، چون تمام وجودم وقف اوست.
می نخواهم شدن از کوی قناعت بیرون
سیل افلاس گر از بن بکند بنیادم
هوش مصنوعی: نمیخواهم از راه قناعت و رضایت خارج شوم، زیرا اگر فقر به ریشهام آسیب بزند، همهچیز را از دست میدهم.
میبرد ابن یمینم ره خرسندی پیش
دو سه روزیکه درین دیر خراب آبادم
هوش مصنوعی: ابن یمینم به من میگوید که راهی پیش رو دارم که به خوشبختی میرسد، اما در حال حاضر من در یک مکان ویران و بیپایه هستم و در انتظار روزهایی هستم که شاید بهتر شود.
نبود صحبت شیرین پسران بی شوری
زینسبب کوه نشین بر صفت فرهادم
هوش مصنوعی: به خاطر نداشتن گفتوگوی دلپذیر فرزندان، باعث شده که زندگی در این مکان سخت و بیروح شود، مانند فرهاد که به کوه نشینی و سختی عادت کرده است.