برگردان به زبان ساده
دل بجان آمد از مضیق جهان
وین بتر کم امید نیست خلاص
هوش مصنوعی: دل از محدودیتهای دنیا به تنگ آمده و دیگر امیدی به رهایی نیست.
از گزند سپهر ناهموار
چون گزیدم ولات حین مناص
هوش مصنوعی: وقتی که از آسیبهای آسمان نامساعد دور شدم و به موقعیت مناسبی رسیدم، احساس آرامش و خوشبختی کردم.
بخت را گفتم ای رمیده ز من
با زمانه مزن دم اخلاص
هوش مصنوعی: به بخت خود گفتم: ای که از من دوری، با روزگار و حوادث به من بیمحلی نکن.
که ندارد معاویه در مکر
حاجت یاری سلاله عاص
هوش مصنوعی: معاویه به تنهایی نمیتواند در فریبکاری و دسیسه به کمک نسلهای وابسته به عاص نیاز داشته باشد.
ساز او با نوا و دستانست
تو بدستان او مشو رقاص
هوش مصنوعی: نوا و ساز او به مهارت و هنر او اشاره دارد، پس تو نباید فقط به حرکات و رقصیدن بپردازی.
ای بسا کاوفتد بکام نهنگ
گرچه بهر صدف رود غواص
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که در زندگی با وجود تلاش و کوشش، ممکن است به هدفی lớn و مهم نرسند، حتی اگر در مسیر خود با دقت و ممارست عمل کنند.
تا صروف زمانه صرافست
سیم کس را نمیخرد برصاص
هوش مصنوعی: زمانه همچون فروشندهای است که حقایق را به پول تبدیل میکند و هیچکس را بدون پرداخت بها به دست نمیآورد.
پیش این سفله طبع دون پرور
نیست فرق از عوام تا بخواص
هوش مصنوعی: در نزد این انسانهای پست و بینوا، هیچ تفاوتی بین مردم عادی و افراد خاص وجود ندارد.
شاخ کسنی بذوق نیشکرست
سیب شیرین ترش تر از اجاص
هوش مصنوعی: شاخ کسنی به لطافت و شیرینی نیشکر است، اما سیب شیرین، طعمی ترشتر از گلابی دارد.
گر لبی نان ز خوان او شکنی
بشکند سر همان دمت بقصاص
هوش مصنوعی: اگر لقمهای از سفره او برداری، سر دم خود را نیز با همان لقمه حقت را میگیرد.
گر کند منشی فلک جوری
جز بابن یمین نباشد خاص
هوش مصنوعی: اگر رفتار و کردار فلک به گونهای دیگر باشد، جز به دست راست و جانب نیکی نمیتوان اشخاص خاصی را شناخت.
شاید آری که در زبانها هست
ذکر القاص لایحب القاص
هوش مصنوعی: شاید اینطور باشد که در زبانها گفته میشود: «قصهگو، قصهها را دوست ندارد».