برگردان به زبان ساده
چه طالع است مرا یا رب ایدل قلاش
که هیچ می نکند روزگار جز پرخاش
هوش مصنوعی: پروردگارا، چه سرنوشتی برای من رقم خورده است که جز پرخاش و جدل، روزگار هیچ چیز دیگری برای من نمیآفریند.
چه روزها بشب آورده ام درین فکرت
که سر حکمت این نکته کرد ما را فاش
هوش مصنوعی: در روزهای زیادی به این موضوع فکر کردهام که راز و نکتهی اصلی حکمت چیست و چگونه این موضوع برای ما روشن شده است.
که نوک خامه تقدیر بر بیاض وجود
چه نقشهاست که آورد قدرت نقاش
هوش مصنوعی: نوک قلم سرنوشت بر صفحه سفید وجود چه طرحها و نقشهایی میآفریند که توانایی هنرمند به تصویر میکشد.
یکی ز اهل هنر در رمانه نتوان یافت
که از زمانه ندارد بدل هزار خراش
هوش مصنوعی: هیچکس از هنرمندان را نمیتوان پیدا کرد که در زندگیاش از مشکلات و آسیبهایی که زمانه به او وارد کرده، بینصیب مانده باشد.
مرا چنین بسر آید که نقد مدت عمر
تمام صرف کنم در بهای وجه معاش
هوش مصنوعی: من چنین زندگی میکنم که تمام عمرم را صرف تأمین معیشت کنم و هیچ چیز غیر از آن را تجربه نکنم.
من از زمانه کفافی فزون نخواهم از آن
که زله بند نباشند مردم قلاش
هوش مصنوعی: من از زندگی چیزی بیشتر نمیخواهم؛ زیرا افرادی که در زندگی به دنبال کلاهبرداری و فریب هستند، همیشه وجود دارند.
بساط حرص و طمع را چو نشر می نکنم
جهان ز حاتم طی گر پرست گو میباش
هوش مصنوعی: زمانی که من به دنبال آرزوهای بیپایان و طمع نیستم، باید بدانیم که دنیا مانند حاتم طایی است که اگر بخواهد مهربان باشد، نیازی به حرص و خواستن ندارد.
نه همچو دیک سیه رو شوم ز بهر شکم
نه دست کفچه کنم از برای کاسه آش
هوش مصنوعی: من مانند کسی که تنها برای سیر کردن شکمش به زندگی میپردازد نخواهم بود و برای پر کردن کاسهی آش، خودم را پایین نمیآورم.
کجاست حضرت شاه جهان طغایتمور
که یابد ابن یمین ساعتی مگر تنهاش
هوش مصنوعی: کجا هستند شاه جهان و طغیانی که ابن یمین بتواند برای مدتی تنها او را بیابد؟
کند شکایت ایام یکبیک معروض
بر آستانه آن زر فشان گوهر باش
هوش مصنوعی: شکایت از روزگار را یک بار به درگاه آن کسی که ثروت و زیبایی را به او هدیه کردهای، بیان کن.
جهان لطف که در جنت نعیمست آن
که هست معتکف آستانش منهم کاش
هوش مصنوعی: جهان پر از محبت و زیبایی که همانند بهشت نعیم است، کسی که در این مکان مقدس پناه گرفته است. ای کاش من هم در کنار او باشم.