برگردان به زبان ساده
علاء دولت و دین آن وزیر شاه نشان
که میدهد دل و دستش چو بحر و کان گوهر
هوش مصنوعی: وزیر شاه، نشانهای از عظمت و اعتبار دولت و دین است؛ او مانند دریاست که دل و دستش پر از جواهرات گرانبهاست.
اگر ز بحر کف او سحاب رشحه برد
کند چو قطره پراکنده در جهان گوهر
هوش مصنوعی: اگر از دست خداوند یا از دریا هر ذرهای ببارد، مانند قطرهای در جهان پخش میشود و به مانند جواهر ارزشمند خواهد بود.
بخواند ابن یمین را و گفت ساخته اند
ردیف شعر ازین پیش شاعران گوهر
هوش مصنوعی: ابن یمین را فراخواند و گفت که شاعران پیشین، شعرهایی با قافیه و وزن درست سرودهاند و در حقیقت، یک روند خاص در شعر سرایی ایجاد کردهاند.
ترا که ابن یمینی چو هست آن قدرت
ردیف مدحت من کن بامتحان گوهر
هوش مصنوعی: تو که به عظمت و مقام خود شناخته شدهای، همانطور که توانایی تو در وصف و ستایش من وجود دارد، با آزمون و سنجش ارزش خود را نشان بده.
نثار حضرت او کردم امتثالش را
ز گنج خاطر خود گنج شایکان گوهر
هوش مصنوعی: من عشق و ارادت خود را به او تقدیم کردم و از عمق دل، گنجهای ارزشمند خود را به او اهدا کردم.
یکی قصیده بگفتم که مطلعش اینست
ز هی عقیق تو افشانده بر روان گوهر
هوش مصنوعی: من یک شعر طولانی سرودم که ابتدا آن اینگونه است: از زیبایی و درخشندگی عقیق تو بر روح و جوهر وجودم میتابد.
بسمع خواجه رسانیدم از کرم فرمود
که هست قیمت شعر تو بیکران گوهر
هوش مصنوعی: گوش شنوا را به سخن دیگری آشنا کردم و از روی لطف شنیدم که فرمودند اثر شعرت به اندازهای است که بهاندازه سنگهای قیمتی ارزشمند است.
ز بسکه تربیتم کرد امیدوار شدم
که یابم از کف راد خدایگان گوهر
هوش مصنوعی: به خاطر تربیت و آموزش زیادی که دیدهام، امیدوار شدم که از دستان قدرتمندان، گوهری با ارزش به دست بیاورم.
گذشت عمر و کسی در کنار من ننهاد
بغیر مردمک چشم در فشان گوهر
هوش مصنوعی: عمر من سپری شد و هیچکس در کنارم نماند، جز تنها یکی که همچون مردمک چشم، برایم با ارزش و گرانبهاست.
چو دید مردم چشم از کنار فاقه من
ز روی مردمی آورد در میان گوهر
هوش مصنوعی: وقتی مردم دیدند که از مشکلات و فقر من غفلت میکنند، به خاطر انسانیت خود تصمیم گرفتند که به من کمک کنند و ارزشمندی من را در نظر بگیرند.
چو ریسمان شدم از بار انتظار نزار
که جمع کی کنم ایا چو ریسمان گوهر
هوش مصنوعی: من همچون ریسمانی نازک و ضعیف شدهام از دیدن بار سنگین انتظار، آیا میتوانم خودم را جمع و جور کنم؟ مانند ریسمانی که مایهی ارزش و زیبایی است.
اگر چه وعده احسانش امتدادی یافت
هنوز هست امیدم که ناگهان گوهر
هوش مصنوعی: هرچند لطف و محبت او ادامه دارد، اما هنوز امیدوارم که به یکباره او به من نعمت بزرگتری عطا کند.
بیابم از کرمش ز آنکه گوهرش پاکست
خلاف وعده نیاید از آنچنان گوهر
هوش مصنوعی: من دنبال رحمت و بزرگواری او هستم، چون ذات او خالص و پاک است. از چنین موجودی نمیتوان انتظار نقض وعده داشت.