شمارهٔ ۴٣٨
ابن یمین
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
شمارهٔ ۴٣٨
صاحبا بنده اگر جرمی کرد
ناوک قهر تو در شست مگیر
ور بمستی ادبی کوش نداشت
خرده زو نیست و گر هست مگیر
بشنو از شعر امیر الشعراء
یکدو بیت و سخنش پست مگیر
مست گوید همه بیهوده سخن
سخن مست تو بر مست مگیر
هر که او گیرد بر دست شراب
هر چه او گیرد بر دست مگیر
شمارهٔ ۴٣٧: صاحبا مدتیست تا کردم
شمارهٔ ۴٣٩: صاحب اعظم جلال ملک و دین یونس که باد
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
صاحبا بنده اگر جرمی کرد
ناوک قهر تو در شست مگیر
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر بندهات خطایی کرد، در عذاب قهر تو به او سختی مده و او را در آغوش بگیر.
ور بمستی ادبی کوش نداشت
خرده زو نیست و گر هست مگیر
هوش مصنوعی: اگر کسی در حالت مستی هم به ادبیات پناه ببرد، نباید به او ایراد گرفت و اگر انتقادی هم وجود دارد، آن را نپذیر.
بشنو از شعر امیر الشعراء
یکدو بیت و سخنش پست مگیر
هوش مصنوعی: به سخنان امیر الشعراء گوش کن و از دو بیتی از او بهرهمند شو، اما به ارزش و جایگاه سخنانش بیتوجهی نکن و آنها را پایین نشمار.
مست گوید همه بیهوده سخن
سخن مست تو بر مست مگیر
هوش مصنوعی: مست میگوید که سخنان دیگران بیفایده است، پس سخن یک مست را جدی نگیر.
هر که او گیرد بر دست شراب
هر چه او گیرد بر دست مگیر
هوش مصنوعی: هر کس که به دستش شراب باشد، هر چیزی که به دست بگیرد را تو نیز نگیرید.