چو از جهان و ز اهل جهان نداری بهر
جهان و هر چه در او هست جمله بادا نگار
بدور دولت این خواجگان سفله نواز
امید لذت و عیش از جهان و چرخ مدار
غم زمانه مخور چشم عقل بر هم نه
که در دیار کرم نیست ز آدمی دیار
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چو از جهان و ز اهل جهان نداری بهر
جهان و هر چه در او هست جمله بادا نگار
هوش مصنوعی: وقتی از این دنیا و مردم آن هیچ بهرهای نداری، پس هرچه در این دنیا وجود دارد، همهاش مانند یک تصویر و چیزی زود گذر است.